مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٣ - نکته ٢
اجتماع چندین واحد- مثلًا شاخه و تنه و ریشه- یک واحد را تشکیل داده و با اعضا و قوای مختلفی مجهز نمودهاند و همین واحد با فعالیت ذاتی خود فعالیت کرده و تدریجا افعال و آثار و حوادثی به وجود آورده و وجود خود را یا بقای وجود خود را حفظ مینماید. به وسیله ریشههای خود آب و غذا از زمین جذب میکند و از راه تنه و شاخه و برگ تهویه مینماید و به واسطه جهازات داخلی غذای اندوخته را به همه اطراف جسم خود پخش میکند و به همین واسطه تغذّی و تنمیه به عمل میآورد و
خاصیتهای «تغذیه، رشد، تولید مثل» میباشند و این تعریف همان طوری که شامل حیوانات از قبیل اسب و شتر و مرغ و مار و ماهی هست شامل نباتات از قبیل درخت آلبالو و گل سرخ و تره نیز هست و لهذا در اصطلاحات معمولی و متداول، «علم الحیات» عبارت است از مطلق علم شناخت موجودات زنده که به دو بخش «گیاهشناسی» و «حیوانشناسی» منقسم میشود.
در مقابل موجودات زنده و ذی حیات، جماداتند مانند سنگ و سرب و آهن. فرق گذاشتن موجودات زنده و جمادات روی سه خاصیت فوق آسان است و اشکالی ندارد، ولی فرق گذاشتن حیوان و نبات خالی از اشکال نیست. قدما فرق حیوان و گیاه را در «حس» و «حرکت» میدانستند ولی دانشمندان جدید که مطالعات زیادی در انواع مختلف نباتات و حیوانات کردهاند این فرق را قابل مناقشه دانستهاند و بعضی امتیاز اصلی حیوان و نبات را در مواد غذایی آنها دانستهاند، زیرا نباتات از مواد جامد تغذی میکنند به خلاف حیوانات که از گیاه و گوشت تغذی میکنند، و بعضی دیگر هیچیک از این فرقها را صحیح ندانسته و اختلاف نسبتاً اساسی که در حیوان و نبات یافتهاند همانا اختلاف در وضع ساختمان داخلی سلولهای تشکیل دهنده آنها میباشد.
ولی چنین به نظر میرسد که اگر فرق حیوان و نبات را مطابق همان چیزی که قدما گفتهاند در «شعور» و «حرکت ارادی» بگذاریم اشکال مهمی پیش نمیآید و اشکالاتی که در این زمینه شده قابل دفع است و ما خود را نیازمند به بحث در اطراف این مطلب نمیدانیم.
علیهذا کلمه «حیوان» به موجوداتی گفته میشود که (در طبیعت) دارای شعور و تشخیص و حرکات مسبوق به تشخیص و اراده هستند.