مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥٩ - نکته ٢
شاعر و مدبّری بر عالم حکومت میکند دانسته است. از نظر عامّه مردم، به واسطه قصور فهم، تشکیک در اینکه خود آن قوه مدبر چه حالتی دارد؟ آیا خود مصنوع است یا نیست؟ اگر نیست او چه نوع موجودی است که با همه موجودات دیگر چنین تفاوتی پیدا کرده است؟ مطرح نیست. ولی اینکه فهم عامّه مردم به مسألهای نرسد دلیل نیست که چنین مسألهای وجود ندارد. هنگامی که این مسأله مطرح شود جز فلسفه جوابگوی آن نخواهد بود.
بعلاوه در گذشته دیدیم که دلالت دو دلیل نظم و هدایت هر چند قطع و جزم ایجاد میکند اما منطقا احتمال تصادف و اتفاق را نمیتواند نفی کند و لو آنکه احتمال آن به صورت یک واحد از عددی باشد که در وهم ما هرگز نگنجد.
از نظر فلاسفه برای برهان، مقدماتی لازم است که ضروری و دائم و کلی باشد. براهین فلسفی و ریاضی مبنی بر مقدماتی است که به حساب ریاضی احتمالات نیز هیچ گونه واحدی در جهت خلاف نمیتوان یافت.
نکته قابل توجه این است که قرآن کریم آثار و مخلوقات را به نام «آیات» میخواند و توجهی که از این راه پیدا میشود «تذکر» و یاد آوری مینامد. قرآن کریم میخواهد مطالعه در مخلوقات را وسیلهای برای تنبه و بیداری فطرت قرار دهد؛ یعنی قرآن مطالعه در مخلوقات را تأییدی برای راه فطرت و دل قرار داده است. هدف از سوق دادن به مطالعه در مخلوقات تنبّه و تذکر است نه استدلال و استنتاج.
پس مسأله مهم این است که آیا واقعاً علم و فنی مجهز به همه شرایطی که در یک علم و فن لازم است وجود دارد که پاسخگوی مسائل مورد نیاز بشر در مورد خدا و ماوراء طبیعت باشد یا نه؟
بگذریم از راه عرفان و سلوک که آنچنان با عمل و ساختن و تکمیل نفس بستگی دارد که باید گفت عمل است نه علم، بعلاوه چنانکه گفته شد با طریق عادی قابل تعلیم و تعلم نیست و به اصطلاح چشیدنی است نه شنیدنی؛ آری بگذریم از این راه، مطالعه خلقت یعنی راه علوم حسی و تجربی چنانکه گفته شد به هیچ وجه قادر نیست جوابگوی مسائل مورد نیاز بشر در الهیات باشد، زیرا این راه همین قدر اثبات میکند که جهان با نیروی مدبّر قادر مرید اداره میشود اما خود آن قوه چه وضعی دارد؟ و آیا واجب الوجود و قائم بالذات است یا او نیز به نوبه خود مخلوق یک نیروی دیگری است؟ آن نیروی دیگر چطور؟ آیا در نهایت امر به نیروی قائم بالذات منتهی میشود