مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥٤ - نکته ٢
اما در مورد جانداران: در کار سلولهای حیاتی چند نوع کار ابتکاری دیده میشود که ساختمان ماشینی آنها برای توجیه آن نوع کارها کافی نیست؛ یا باید معتقد شویم آن سلولها دارای آن قدر عقل و علم و شعور و ادراکاند که خود انسان به هیچ وجه به پایه آنها نرسیده و نخواهد رسید، یعنی باید معتقد شویم آنها فکر میکنند و میفهمند و متأثر میشوند فقط جثّهشان کوچک است، و یا باید معتقد شویم که یک نیروی مرموز مستقیماً آنها را در کارشان به شکل دیگری غیر از طریق عقل و ادراک رهبری کرده است. در اینکه یک سلول نباتی یا حیوانی مانند انسان دستگاه عقل و اندیشه و تعلیم و تعلم ندارد و از نظامی نظیر نظام انسانی پیروی نمیکند تردیدی نیست. پس باقی میماند دو راه: یکی اینکه ساختمان ماشینی اشیاء برای هدایت آنها کافی باشد، دیگر اینکه نیروی مرموز هدایت، آنها را رهبری کند.
کارهای خارق العادهای که «ابداع و ابتکار» شمرده میشود و ساختمان ماشینی سلولها کافی برای توجیه آنها نیست چند نوع است:
(١). قدرت انطباق با محیط و تغییر دادن طبیعت خود.
(٢). تقسیم کار و انتخاب وظیفه.
(٣). ابتکار تجدید ساختمان عضو از میان رفته و یا ایجاد عضو جدید مورد نیاز.
(٤). اکتشاف نیازمندیهای خود بدون وساطت تعلیم و تعلم.
راجع به قدرت عظیم انطباق سلولها با محیط که حتی قادر به عوض کردن طبیعت خود میباشند، و همچنین تقسیم کار و انتخاب وظیفه میان سلولها با اینکه همه از یک اصل و ریشه سرچشمه میگیرند قبلًا به طور مختصر بحث شد، اکنون در قسمت سوم و چهارم بحث میکنیم.
نیروی حیات، هزاران نقش زیبا و بدیع بر صفحه روزگار به صورت گلها و درختها و پرندگان و چهار پایان و غیره به وجود آورده است. ساختمان سلول اوّلی و عوامل خارجی محیط کافی نیست که اینهمه نقش و نگار و زیبایی در جهان خلق و ابداع نماید. در کتاب راز آفرینش انسان صفحه ٥٩ و ٦٠ مینویسد:
«ماده جز بر طبق قوانین و نظامات خود عملی انجام نمیدهد. ذرات و اتمها تابع قوانین مربوط به قوه جاذبه زمین، فعل و انفعالات شیمیایی و تأثیر الکتریسیته هستند. ماده از خود قوه ابتکار ندارد و فقط حیات است که هر لحظه نقشهای تازه و موجودات بدیع به عرصه ظهور میآورد. بدون حیات، عرصه پهناور زمین عبارت از