مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣٨ - نکته ٢
و هم او میگوید:
«دل دلائلی دارد که عقل را به آن دسترس نیست.» [١]
برگسون (( نیز به نقل مرحوم فروغی معتقد است به دو نوع دیانت و دو نوع اخلاق، و برای هر یک از دو نوع، مبدأ و سرچشمه خاص قائل است: سافل و عالی. مبدأ سافل، صلاح هیئت اجتماعیه است و مبدأ عالی، فیضی است که از عالم بالا میرسد. درباره آن نوع دیانت که از مبدأ عالی سرچشمه میگیرد میگوید:
«آن همان مایه دانشی است که در جانوران، غریزه و در انسان، عقل را به وجود میآورد. از آن مایه دانش در انسان قوه اشراقی به ودیعه گذاشته شده که در عموم به حال ضعف و ابهام و محو است، ولی ممکن است که قوّت و کمال یابد، تا آنجا که شخص متوجه شود که آن اصل اصیل در او نفوذ دارد مانند آتشی که در آهن نفوذ و آن را سرخ میکند. به عبارت دیگر اتصال خود را به مبدأ در مییابد و آتش عشق در او افروخته میشود، هم تزلزل خاطری که از عقل در انسان رخ کرده مبدل به اطمینان میگردد، هم علاقهاش از جزئیات سلب شده به طور کلی به حیات تعلق میگیرد: عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.» [٢]
یکی از دانشمندان روانشناس معاصر که به اصالت حس دینی در عمق وجدان بشر معتقد است یونگ (( شاگرد معروف و مبرّز فروید (( است. وی نظریه استاد خویش را مبنی بر اینکه احساس مذهبی یک احساس مادی عقب رانده شده تغییر شکل دادهای است، رد کرد و معتقد به اصالت این حس گردید. میان او و استاد در این زمینه نامهها مبادله شده است که در برخی کتب مسطور است.
اینشتاین (( دانشمند معروف عصر ما بیان جالبی در این زمینه دارد. وی در مقالهای که از او تحت عنوان «مذهب و علوم» نقل شده بحثی در این زمینه میکند و پس از اینکه مدعی میشود محرک مذهبی در همه مردم یکسان نیست و از بعضی کتب مذهبی مانند تورات و انجیل از لحاظ طرز معرفی خدا انتقاد میکند میگوید:
[١] سیر حکمت در اروپا ج ٢/ ص ١٤.[٢] سیر حکمت در اروپا ج ٣/ ص ٣٢١.