مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣٦ - نکته ٢
کردهاند که عناصر «من» پنهان همه از شعور ظاهر به باطن گریخته و تغییر شکل دادهاند، ولی برخی دیگر به اصالت شعور باطن ایمان و اعتراف دارند، شعور اخلاقی، شعور هنری، شعور علمی، همچنین شعور مذهبی روان انسان را اصیل و ناشی از سرشت او میدانند.
آن نقطه اصلی که راه اهل عرفان را از راه فلاسفه جدا میکند همین جاست. عرفا از آنجا که به نیروی عشق فطری ایمان و اعتقاد دارند در تقویت این نیرو میکوشند، معتقدند که کانون احساسات عالی الهی قلبی را باید تقویت کرد و موانع رشد و توسعه آن را باید از میان برد و به اصطلاح باید قلب را تصفیه کرد و آنگاه با مرکب نیرومند و راهوار و سبکبال عشق به سوی خدا پرواز نمود. اما فلاسفه و متکلمین از راه عقل و فکر و استدلال میخواهند شاهد مقصود و گمشده و مطلوب خود را کشف کنند. عارف میخواهد پرواز کند و نزدیک شود، فیلسوف میخواهد سر به جیب تفکر فرو برد و بیندیشد. عارف میخواهد ببیند و فیلسوف میخواهد بداند.
عبادات در شرع مقدس برای پرورش این حس است و لااقل یکی از فلسفههای عبادات این است.
امروز دانشمندان زیادی هستند که به وجود چنین احساس و شور و عشق و جنبشی در عمق روح آدمی که او را به خدای لایزال پیوند میدهد ایمان دارند.
ما اگر بخواهیم بدانیم آیا چنین احساسی در آدمی هست، دو راه در پیش داریم: یکی آنکه خودمان شخصا و عملًا دست به آزمایش در وجود خودمان و دیگران بزنیم، دیگر اینکه ببینیم دانشمندانی که سالهای دراز در زمینه روان آدمیان از جنبه مسائل معنوی مطالعاتی داشتهاند چه نظر دادهاند. قدمای ما از طرق استدلالی و اشراقی وجود چنین عشقی را در سراسر موجودات و از آن جمله انسان اثبات میکردند، و علمای امروز تجربیات روانی را دلیل بر این مطلب میگیرند.
از جمله این دانشمندان، دانشمند معروف الکسیس کارل ( ( صاحب کتاب انسان موجود ناشناخته است. وی درباره دعا میگوید:
«دعا پرواز روح است به سوی خدا.» [١]
[١] رساله نیایش ترجمه علی شریعتی.