مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١٥ - نکته ٢
ادامه داده و یا تکمیل کند و جز این از برای ادراک و فکر، ارزشی نیست.
(٣). میگویند: از قانون علیت و معلولیت که در خداشناسی استعمال میشود جز
«حقیقت مطلق ندانستنی است، آنچه دانستنی است همانا عوارض و حوادث این جهان است.»
وی میگوید:
«در روزگار ما دین با علم و حکمت معارضه دارد از آن جهت که ارباب ادیان و اهل علم در قلمرو یکدیگر مداخله ناروا میکنند و نیز هر دو گروه ادعای بیجا دارند.
ادعای بیجا این است که از امری که برتر از ادراک انسان است یعنی از ذات مطلق سخن میرانند.» « (*)»
اما مسأله عدم واقع نمایی حواس و انحصار وسیله فهم و ادراک به حواس. خلاصه ایراد این است که رابطه صور ذهنی با واقعیتهای خارجی فقط این اندازه است که این صور معلول برخورد دستگاه حسی با واقعیت خارجی است، اما اینکه این صور واقعنما باشند و واقعیت خارجی را آنچنانکه هست نشان بدهند و به اصطلاح ارزش نظری داشته باشند خیال محض است.
بلی ارزش عملی دارند، یعنی در عمل میتوان از آنها بهره برد بدون اینکه بتوان برای اینها ارزش نظری و واقعنمایی قائل شد.
از این رو علومی که بشر آنها را برای عمل میخواهد مانند طب، فیزیک، شیمی و غیرها اعتبار دارند زیرا میتوان عملًا از حواس استفاده کرد، اما علوم نظری یعنی علومی که هدف آن علوم کشف حقیقت است و کاری به عمل ندارد، مانند حکمت الهی، اعتبار ندارد.
در این باره نیز در جلد اول و دوم اصول فلسفه
بحث کرده و اکنون تکرار نمیکنیم. اینجا همین قدر میگوییم این مطلب انکار وجود ذهنی به مفهوم فلسفی است و انکار وجود ذهنی به مفهوم فلسفی مساوی است با سوفسطائیگری و انکار جمیع علوم. بعلاوه اگر حواس بشر به هیچ وجه قدرت واقعنمایی و ارزش نظری
______________________________
(*) سیر حکمت در اروپا ج ٣/ ص ١٦١ و ١٦٢.