مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١٤ - نکته ٢
خارجی مییابد، هیچگونه واقعیتی را از خارج نمیتوان به دست آورد، تنها ارزشی که این ادراکات و افکار دارند ارزش عملی است یعنی انسان زندگی خود را
[١]. این ایراد از یک طرف به محدود بودن افکار و ادراکات بشر و از طرف دیگر به عدم واقعنمایی حواس ارتباط دارد.
نظریه محدود بودن افکار و ادراکات بشر و اینکه عقل انسان کوچکتر از این است که بتواند درباره ماوراء ظواهر و پدیدههای جزئی بیندیشد منحصر به مادیین نیست، عدهای از الهیون نیز چنین عقیده دارند. در میان علمای اسلام افراد زیادی بوده و هستند که بحث علمی را درباره خدا و ماوراء طبیعت ناروا میدانند. ما بعداً آنجا که از «صفات» میخواهیم بحث کنیم نظر آنها را نقل و انتقاد خواهیم کرد. برخی الهیون اروپا نیز چنین میاندیشند. پاسکال و برگسون و اسپنسر از این دستهاند. پاسکال و برگسون خدا را از راه دل جستجو میکنند نه از راه عقل و تنها راه دل را معتبر میدانند.
پاسکال میگوید:
«جهان کرهای است که مرکزش همه جاست و محیطش هیچجا نیست. بیکرانی تنها از سوی بزرگی نیست، از سوی خردی نیز بیکران است و انسان به درک بیکرانی توانا نیست، خواه از سوی بزرگی باشد خواه از سوی خردی. توانایی انسان تنها به دریافت اموری است که میانه خردی و بزرگی است چنانکه وجود خود او نیز در میانه این دو نهایت است؛ نسبت به عدم (یعنی نهایت خردی) کل است و نسبت به کل، عدم است.
علم انسان نه بر مبدأ و آغاز است و نه بر مآل و انجام، پس علم حقیقی برای انسان میسر نیست و فقط امور متوسط را درمییابد.» « (*)»
هر چند نظر پاسکال به بینهایتی جهان از نظر ریاضی است ولی نتیجهای که میگیرد اعم است. بعلاوه تصریح میکند که: «به وجود خدا دل گواهی میدهد نه عقل» « (**)»، گواهی عقل را منکر است.
هربرت اسپنسر نیز مدعی است:
______________________________
(*) سیر حکمت در اروپا ج ٢/ ص ١٣.
(**) سیر حکمت در اروپا ج ٢/ ص ١٤.