مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠٧ - نکته ٢
مقارن این جریان نیازمندیهای حیاتی انسان از راه فعالیت علمی و عملی که میکند و دایره گرفتاری وی روز به روز وسیعتر و بارش سنگینتر میگردد. این نسبت متعاکس پیوسته بوده و میباشد. همین تعاکس نسبت را ما خودمان نیز میتوانیم با وجهی آسانتر بیازماییم.
در همین جهان پر جار و جنجال امروزه اگر به افرادی از بشر که نسبتا فراغتی دارند و یا به واسطه مواجهه با خطرهای هولناک و حوادث سهمگین دستشان از هر وسیله و سببی از اسباب نجات کوتاه میشود سری بزنیم خواهیم دید که بهتر و نیکوتر دلداده این بحث بوده عنایت ذهنی و استعداد فکریشان بیشتر است، و همین افراد همینکه از گوشه فراغت یا از چاله خطر بیرون آمده پای به صحنه کار و کوشش روزانه گذاشته سرگرم تکاپوی زندگی میشوند دوباره فراموش کاری را از سر گرفته و سست میگردند.
چیز دیگر غیر از فطرت ذاتی بشر است.
پاسخ این پرسش این است که اولًا لازمه فطری بودن یک بحث این نیست که همه اوقات همه افراد را بگیرد همچنانکه هیچ علاقه طبیعی دیگر نیز چنین نیست. علاقه به هنر و زیبایی یک علاقه فطری است اما چنان نیست که یگانه سرگرمی بشر محسوب شود. بلی، در مورد هر علاقه فطری عمومی همیشه افراد خاصی پیدا میشوند که علاقه و ذوق شدیدتری نسبت به آن دارند و آن را به عنوان رشته تخصصی خود انتخاب میکنند.
در مورد الهیات نیز افراد مخصوصی در هر زمان پیدا میشوند که به این مسائل بیش از هر مسأله دیگر علاقه نشان میدهند و تمام اوقات خود را با رضایت و بهجت کامل صرف این مسائل میکنند همچنانکه افراد دیگری پیدا میشوند که از روی علاقه کامل تمام اوقات خود را صرف مسائل هنری و زیبایی مینمایند.
ثانیاً چون امور مورد علاقه فطری بشر متعدد است، یکی دو تا نیست، طبعا سرگرمی به بعضی از علائق، از علائق دیگر میکاهد و احیاناً آنها را به بوته فراموشی میسپارد. یک نفر دانشآموز تا وقتی که در محیط دانش است با علاقه وافر و عشق کامل به تحقیقات علمی میپردازد و از آنها لذت میبرد، اما همینکه محیط دانش را رها میکند و به وطن خود باز میگردد و سرگرم ملاقات خویشاوندان و گردشهای دسته جمعی و غیره میشود علاقه علمیاش کاهش مییابد تا جایی که در خود رغبتی