مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠٤ - نکته ٢
میگوییم آنچه مسلّم است این است که از روزی که تاریخ نقلی نشان میدهد و یا با کنجکاویهای علمی از روزگارهای ماقبل التاریخ به دست میآید، بشر از اولین روزهای پیدایش خود هرگز در این موضوع آرام نگرفته و پیوسته به جستجو و
چنانکه میدانیم مسائل بسیاری هست که از قدیمترین دورانها مورد توجه بشر بوده است از قبیل مسأله علیت و معلولیت عامّه و همچنین علیت و معلولیتهای خاصه از قبیل تأثیر فلان دارو در علاج فلان بیماری و تأثیر زمین و خورشید و ماه در خسوف و کسوف و امثال اینها.
اینگونه مسائل، عامل عقلانی و منطقی داشتهاند یعنی طبیعت عقلانی و استعداد فکری بشر بوده است که او را متوجه اینگونه مسائل کرده است. اینگونه مسائل در روانشناسی یا جامعهشناسی جای خالی ندارند یعنی جای این نیست که گفته شود چه عامل خارجی سبب شد که در فکر بشر این معانی پیدا شد؟ زیرا مقتضای طبیعت فکری بشر این است که منطقا یک سلسله مسائل را بپذیرد. احیاناً ممکن است آنچه بشر قرنها آن را پذیرفته است خطا و ناصواب باشد و در عین حال عامل آن فکر ناصواب، استعداد منطقی و عقلانی بشر باشد. مثلًا فلکیات قدیم و پارهای از طبیعیات، خطا و ناصواب بود، ولی عاملی که بشر را به سوی همین فکر ناصواب سوق داده است جز استعداد منطقی و عقلانی و فکری او نبوده است.
اما پارهای از مسائل هست که قطعا چیز دیگر غیر از استعداد عقلانی و منطقی بشر در گرایش او به آنها تأثیر داشته است مانند اعتقاد به نحوست بعضی چیزها. در میان بسیاری از مردم جهان اعتقاد به نحوست [١٣] وجود دارد. قطعا عامل دیگری غیر از استعداد عقلانی و منطقی در پیدایش این اعتقاد تأثیر داشته است زیرا از نظر عقل و منطق کوچکترین تفاوتی میان عدد ١٣ و سایر اعداد نیست که لااقل احتمال داده شود آن تفاوت منشأ خطای فکر و منطق بشر شده است.
در این گونه مسائل است که باید به دنبال علت پیدایش آنها و رواج آنها رفت و آن علتها را که خارج از حوزه عقل و منطق بشر است کشف کرد، و در زمینه اینگونه عقاید است که میتوان فرضیههایی ابراز داشت برخلاف مسائلی که زمینه عقلانی و منطقی داشتهاند. در زمینه این مسائل، انسان بودن انسان و استعداد عقلانی و فکری او برای پیدایش آنها کافی است؛ همچنانکه در زمینه مسائلی که با تمایلات فطری و