مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣٤ - نکته ٢
٤. حرکتهای دیگر محسوس را، مانند حرکت مکانی، با ملاحظه حرکت جوهری نامبرده باید از قبیل «حرکت در حرکت» پذیرفت.
(٥). چون هر حرکتی غایتی دارد چنانکه پیشتر گذشت، آرامش و سکون این حرکت جوهری نیز با فعلیت پیدا کردن امکان جسم است یعنی با پیدا شدن جوهری ثابت (جوهر مجرد از ماده و حرکت) میباشد. در نتیجه «تجرّد از ماده» غایت حرکت جوهری است.
(٦). در جهان طبیعت، سکون مطلق (نداشتن حرکت از چیزی که میتواند حرکت کند) نداریم زیرا وجود خارجی طبیعت با توابع وی مساوی با حرکت است. آری، این حقیقت با پیدایش سکون نسبی که حس نیز تأیید میکند منافات ندارد.
کشش ( امتداد ) در حرکت
از سخنانی که در موضوع «حرکت» گذشت روشن میشود که هر حرکتی (خود به خود) این خاصه را دارد که میتواند به قطعاتی تقسیم شود که هر قطعه امکان فعلیت قطعه پسین خود را داشته باشد و همچنین هر واحد از همین قطعات به قطعات دیگری تقسیم شود با همان داستان امکان و فعلیت.
و از همین جهت حرکت مفروضه یک نوع کشش (امتداد- بعد) پیدا خواهد کرد که بیشباهت به بعدهای جسمانی نیست با این تفاوت که اجزای مفروضه در بعدهای جسمانی با هم جمعند ولی بعدی که در حرکت مشاهده میشود هر یک از اجزایش که به فعلیت میآید جزء پیشین وی از میان رفته جزء پسین نیز هنوز موجود نیست؛ و حرکت را با ملاحظه این وصف «حرکت قطعیه» مینامیم.
حرکت در این حال ناچار و ناگزیر نسبتی به اجزای مسافت پیدا خواهد کرد که اگر صرف نظر از نسبت نامبرده و همان حالت هنوزی و غیر ثابت جسم در میان دو نقطه مبدأ و منتهی ملاحظه شود حرکت نامبرده امتداد خود را از دست داده امری ثابت و بسیط (بی تغییر و بیاجزاء) خواهد بود؛ و حرکت را با این وصف «حرکت توسطیه» مینامیم.
پس حرکت با دو نظر نامبرده بالا به دو نحو تصور میشود: قطعیه و توسطیه؛ و باید دانست که هر دو معنی از حرکت با دو جهت مختلف که دارند در خارج موجود میباشند ولی آنچه گاهی در شکل یک واحد مجتمع الاجزاء میبینیم مانند قطره بارانی که با پایین آمدن خود خطی در حس ما رسم میکند، خارجیت ندارد و تنها در پندار ما این گونه نمودار میشود.