مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣٣ - نکته ٢
و از سوی دیگر همین صورتهای جوهری به گواهی حس و تجربه به همدیگر قابل تبدل میباشند و در صدر این مقاله نیز به ثبوت رساندیم که این گونه تبدل مستلزم گسترده شدن بساط امکان و فعلیت و بالأخره تحقق حرکت میباشد جز اینکه حرکتهای دیگری مانند حرکتهای مکانی به شهادت حس در این جهان داریم.
نتیجهای که از این چند مقدمه میتوان گرفت این است که:
موجودات جوهری جهان طبیعت بیآنکه به حسب وجود شخصی از همدیگر جدا و گسسته بوده باشند یک آمیزش وجودی دارند که به واسطه او همگی یک واحد پهناوری را تشکیل میدهند که بالذات متحرک است و خواص و اعراض نیز که از وجود آن بیرون نیستند به طفیل و تبع وجود آن در تبدل بوده و مانند یک قافله بزرگ، پیوسته در راه تکامل در جریان بوده به سوی مقصد نهایی خود روان میباشد.
از سخنان گذشته نتیجههای زیر را میتوان گرفت:
(١). در جوهر و ذوات انواع طبیعی، حرکت هست.
(٢). اعراض و خواص انواع خارجیه مانند نوعهای عنصری و مرکبات در عین حال که ساکن دیده میشوند به تبع جوهرشان متحرکند.
(٣). هر پدیده جوهری یک قطعه مخصوصی است از این حرکت پهناور که از پدیده پیش از خود و پس از خود به حسب واقع گسسته و جدا نیست اگر چه ما آن را یک موجود جدا از دیگران فرض میکنیم؛ درست مانند قطعات زمان که با تاریکی و روشنی روز و شب از همدیگر جدا شده و به شماره میآیند در حالی که یک حرکت ممتد و متصل بیش نیستند.
طور که در متن آمده است- به کلی عوض میشود یعنی در هیچ قضیهای یک واحد مشخص پیدا نخواهیم کرد که محمول را به او نسبت دهیم. مفهوم «انسان غذا میخورد» این خواهد بود که انبوهی از اجزای لا یتجزای ماده که پیش مردم «انسان» نامیده میشود خاصه تغذیه را دارد، بلکه بنا بر فرضیه حرکت عمومی (البته حرکت مکانی) که هر چه هست حرکت است، مفهوم «انسان غذا میخورد» این است که ما مجموعهای از حرکات و امواج را «انسان» نامیدهایم و آنگاه آن مجموعه را به استثنای یک واحد از حرکات و امواج، «موضوع» فرض کرده و واحد کنار گذاشته شده را به مجموع نسبت دادهایم؛ و به هر حال «حمل» به مفهوم وحدت واقعی میان دو چیز و به عبارت دیگر اتحاد وجودی دو مفهوم هرگز معنی نخواهد داشت.
این مطلب در خود متن توضیح داده شده است.