مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٧ - نکته ٢
و یا باید گفت: این اختلافات مستندند بالأخره به اختلافاتی که در پیکره خود حرکت عمومی میباشد مانند اختلاف سرعت و بطوء و اختلاف جهت و مانند آنها، و در این صورت پرسش منتقل میشود به همان اختلافاتی که در خود حرکت عمومی
به عقیده ما این گونه طرز تفکر از اساس غلط است. مکانیسم تنها با یک نظریه سر و کار دارد و آن نظریه «صورت نوعیه» است و از همین جا با مسأله «ماهیت و ذات اشیاء» ارتباط پیدا میکند.
اکنون ما باید ببینیم نظریه قدما درباره صور نوعیه بر چه اساسی بوده است و آیا با توجه به معلوماتی که درباره اشیاء پیدا شده است باز هم ضرورتی هست که به صور نوعیه اعتراف کنیم یا ضرورتی نیست؟ مکانیسم جز این نیست که روابط اجزاء ماده را با هم از قبیل روابط اجزاء یک ماشین میداند. یک جماد، همچنین یک گیاه و یک حیوان و حتی یک انسان از نظر مکانیسم یک ماشین است و بس. اکنون باید ببینیم آنانکه مدعی بوده و هستند که اختلاف جماد و نبات (بلکه حتی اختلاف دو نوع از جماد تا چه رسد به اختلاف جماد و نبات و یا اختلاف دو نبات) و یا اختلاف نبات و حیوان و انسان بیش از اختلاف میان دو ماشین است بر چه اساس قضاوت مینمودهاند؟
افکار قدما درباره صور نوعیه از اینجا آغاز میشد که میگفتند همه اجرام و اجسام که ماده عالم (ماده اوّلی و یا ثانوی به حسب اختلاف نظری که در این جهت بود) را تشکیل میدهند در جسمیت و جرمیت و طول و عرض و عمق داشتن مانند یکدیگرند و تفاوتی میانشان نیست، و به عبارت دیگر این جهت وجه مشترک همه آنهاست ولی اشیاء با همه وحدت و اشتراکی که در این جهت یعنی در ماده و پیکر دارند از نظر آثار و خواص، مختلف و متبایناند. قهراً این پرسش پیش میآید که اگر طبیعت واحد حکمفرما بود یک همسانی و یکنواختی و همانندی کامل در جهان برقرار بود، ترکیب و اختلافی نبود، تغایر و تخالفی نبود و حتی حرکت و تغییری نبود، عناصر گوناگون و مرکبات جوراجوری نبود. این اختلاف آثار و شکلها و رنگها و خاصیتها و فعالیتها از کجا برمیخیزد؟ قهراً منشئی در کار است، یعنی قوّه یا قوایی بر ماده (جسم و جرم که در همه متساویا و مشترکا وجود دارد) حکومت میکند. قوه که بر ماده حکومت میکند در همه مواد یکسان نیست زیرا اگر قوه در همه مواد یکسان بود