مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٧ - نکته ٢
چنانکه با نفی نسبی خود اثبات را دارد خود نیز اثباتی به اثبات افزوده و تکامل پایه اول را تأمین کرده نگران پایه سوم (سنتز- نفی نفی) نمیباشد و به عبارت دیگر در تکامل پایه اول نیازی به رسیدن پایه سوم نیست.
صداهای زیر و صداهای بم و صداهای بلند و صداهای کوتاه با هم ترکیب میشوند و نغمههای مختلف به وجود میآید تا یک آهنگ واحد تولید شود. صرف و نحو هم با ترکیب حروف صدا دار و بیصدا درست میشود. هراکلیت هم که معروف به مغلق نویسی و پیچیدگی و بغرنجی فکر بود همین حرف را میزند و میگوید: وحدت از چیزهای کامل و ناقص و از توافق و عدم توافق و هماهنگی و عدم هماهنگی به وجود میآید. واحد از همه چیز و همه چیز از واحد بیرون میآید.»[١]. خردههایی که بر قانون دیالکتیکی تکاپوی طبیعت میتوان گرفت از چند نظر است:
الف. از نظر مسأله تولید ضد، ضد خود را و اینکه آیا هر تصور و وضعی به سوی ضد خود کشیده میشود؟
ب. از نظر مسأله سیر تثلیثی طبیعت و اینکه آیا طبیعت همیشه از ضدی به ضد دیگر و از آن به سوی حالت ترکیبی آن دو ضد سیر میکند و هر چیزی ترکیبی است از دو ضد که در دو مرحله پیشین از آنها گذشته است؟
ج. از نظر تعبیر هگلی مثلث «تز، آنتیتز، سنتز» که به صورت «اثبات، نفی، نفی در نفی» بیان کرده است و بر اساس «اصل تناقض» آن را بنا نهاده است یعنی از این نظر که آیا ماهیت هر مرحلهای نسبت به مرحله پیشین نفی و عدم است و یا عدم بودن هر مرحله نسبت به مرحله قبلی یا بعدی اعتباری بیش نیست و ماهیت همه مراحل اثباتی است؟
د. از نظر اینکه آیا تکامل بر روی سه پایه قرار گرفته است یا تکامل را با دو پایه نیز میتوان توضیح داد؟ ایراد اولی که در متن ذکر شده بر تعبیر هگلی مثلث وارد است که ماهیت پایه دوم را عین نفی پایه اولی و ماهیت پایه سوم را نفی مرکب میداند. خلاصه ایراد این است که نفی و عدم، یک اعتبار ذهنی است نه یک واقعیت خارجی، و آنچه در مرحله دوم، عدم اعتبار میشود خود اثبات است و در متن واقع جز اثباتهای متوالی چیزی نیست. عدم، یک عنصر واقعی نیست که بتوان فرض کرد واقعیتی تبدیل