مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٩ - نکته ٢
«معرفت سه درجه دارد: درجه نخستین معرفتی است که توحید نیافته یعنی معلوماتی پراکنده و جزئی است چنانکه عوام دارند. درجه دوم معرفتی است که نیمه توحید یافته است و آن علوم و فنون است همچون گیاهشناسی و جانورشناسی و زمینشناسی و ستارهشناسی و مانند اینها. درجه سوم که درجه اعلی است معرفتی است که کاملا توحید یافته و آن فلسفه است.» « (*)»
پل فولکیه در کتاب فلسفه عمومی یا مابعد الطّبیعه ترجمه دکتر یحیی مهدوی میگوید:
«به نظر اسپنسر تطور عبارت است از تغیری که بدان مجموعهای از امور متجانس به نامتجانس، یا اموری که عدم تجانس آنها کمتر است به اموری که عدم تجانس آنها بیشتر است، تبدّل پیدا کند. حصول و وقوع این تطور نیز خود تابع دو مرحله است: یکی مرحله «فرق» یا «تفصیل» و دیگر مرحله «جمع» یا «اجمال». مثلًا پروتوپلاسم نامتفرق یعنی متجانس که اجزای آن با هم پیوستگی ندارد، به حیوان پستاندار که از اعضای متعددی با تعقّد و اندماج زیاد (فرق و تفصیل) تقوّم پیدا کرده است و این اعضا با هم سخت پیوستگی دارند (جمع و اجمال)، تطور حاصل میکند. همچنین یک جامعه را «تطور یافته» وقتی گوییم که اعضای این جامعه بالنسبه به اعضای یک جامعه ابتدائی، در همان حال که دارای فرق بیشتر از یکدیگر (به واسطه تقسیم کار مثلًا) هستند پیوستگی بیشتر هم با یکدیگر دارند. بازگشت به ناپیوستگی ابتدائی به نام «انحلال» یا «اضمحلال» یا «فسخ جمع و اجمال» خوانده شده است. و نیز برای تعیین همین حرکت رجعی « (*)» به سوی امر متجانس است که استاد لالاند (( تعبیر «تطور انطوائی» را پیشنهاد کرده است.»
به عقیده اسپنسر همینکه چند قانون علمی تحت یک قاعده کلیتر در آمد آن قاعده را باید «قاعده فلسفی» نامید. از مقایسه اصول تکامل داروینیسم که مستقیماً محصول تجربه است و علمی و زیستشناسی است با اصول تکامل هربرت اسپنسر که یک سلسله استنباطات کلیتر است از محصولات علمی، مفهوم مدعای اسپنسر روشن میشود. حقیقت این است که همان طور که در پاورقیهای جلد دوم اصول فلسفه
(*) سیر حکمت در اروپا.
(*) تنقّص.