مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٨ - نکته ٢
اگر در جهان ماده یک سلسله صورتهای جوهری باشد که روزی معدوم بوده و روزی موجود میشوند به موارد آنها نیز حرکت قابل انطباق خواهد بود و از همین جا یک قانون کلی میتوان فهمید:
«حرکت در همه شؤون جهان طبیعت حکمفرما میباشد.»
یا به عبارتی کوتاهتر:
«جهان طبیعت مساوی است با حرکت.»
فعلًا به همین اندازه بحث در اطراف این قانون کلی قناعت میکنیم و پس از چندی دوباره به بحث و گفتگو میپردازیم.
و نیز از بیان گذشته روشن شد که در مورد حرکت، وجود و عدم با هم جمع میشوند، و البته نباید تصور کرد که این نظریه ناقض قانون امتناع اجتماع نقیضین
بالا رفتن سطح حرارت (تغییر کیفی) و ازدیاد حجم (تغییر کمّی) و حرکت یک جسم به دور خود (حرکت وضعی) و انتقال یک جسم از نوعی به نوع دیگر (تغییر جوهری). هر چه در تغییر مکانی گفته شد در این تغییرات نیز جاری است. همان طوری که تغییرات مکانی جز از طریق حرکت و وجود ممتدّ سیلانی ممکن نیست سایر تغییرات نیز چنین است.
در اینجا دو مطلب است: یکی اینکه آیا واقعاً آنچه آن را «تغییر کیفی یا کمّی یا جوهری» مینامیم واقعاً در ناحیه کیفیت یا کمیت یا جوهر اشیاء پدید آمده است؟ یا همه تغییرات کیفی و کمّی و جوهری از دریچه علم چیزی جز تغییر مکانی نیست؟ دیگر اینکه فرضا این تغییرات را نوعی دیگر دانستیم آیا از مقوله حرکت است یا خیر؟
آنچه در این مقاله اثبات شده مطلب دوم است اما مطلب اول طبق اصول علمی جدید اثباتش خالی از اشکال نیست. طبق فلسفه «مکانیسم» همه تغییرات به حسب اصل و ریشه مکانیکی است.
ما بعداً درباره خصوص تغییرات جوهری بحث خواهیم کرد و خواهیم گفت که جهان را تنها از دریچه مکانیک نمیتوان توجیه کرد، تغییرات و تحولاتی که در جهان رخ میدهد قسمتی از آنها تحولات جوهری است. اینکه متن به صورت تردید میگوید: «اگر در جهان ماده یک سلسله صورتهای جوهری باشد که روزی معدوم بوده و روزی موجود میشوند ...» اشاره به فلسفه مکانیکی است که منکر تحولات جوهری است.