مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٤ - نکته ٢
نمیشد. پس حادثه اتفاقی غایتی است که بدون ارتباط به فاعل و بیاقتضای فاعل در دنبال کار بیاید.
و از این جاست که در جاهایی که ارتباط فاعل و فعل و غایت درست است نمیشود دعوی اتفاق نمود. مثلًا درست نیست بگوییم: «همه پلههای نردبان را بالا رفتم اتفاقاً به بام رسیدم»، «هر چه آب در حوض بود بیرون کشیدیم اتفاقاً حوض خالی شد»، «سنگی از دیوار جدا شده و پایین آمد و اتفاقاً به زمین رسید».
و با تأمل در این بیانات دستگیر میشود که در مورد اتفاق، باید سلسلهای از علل، معلول خود را به وجود آورند و یک رشته دیگری از علل نیز معلول دیگری را موجود سازند و به واسطه برخوردی که میانشان پیدا میشود سلسله دوم در مجرای سلسله اول تصرف و تأثیری موافق یا مخالف انجام دهد که با سلسله اول ارتباط نداشته باشد.
از مجموع سخنان گذشته دستگیر میشود که: «اتفاق، پیدا شدن غایتی است که ارتباط به فاعل یا فعل نداشته باشد» و از این بیان میتوان فهمید که مادیین در تشخیص مفهوم «اتفاق» راه خطا پیمودهاند.
اینان گاهی که در «قانون علت و معلول» سخن میرانند میگویند «پیدایش و پیشرفت علوم به ثبوت رسانیده که قانون علت و معلول ثابت بوده اتفاقی در کار نیست» و گاهی که از غایت آفرینش سخن به میان میآید از ریشه منکر شده و میگویند «هر موجودی که با جهازهای مخصوصی از قوا و اعضا مجهز شده نه برای این است که منافع و نتایج آنها در وجودش منظور بوده، بلکه چون ابزار مخصوص را داشته راهی که موافق آنهاست میپیماید» و نتیجه این دو سخن این است که اتفاق را وقتی که نفی کردهاند به معنی نفی علت مادی و وقتی که اثبات کردهاند به معنی نفی علت فاعلی (یا نفی علت غائی) گرفتهاند.
و روشنتر از همه اینکه در نکوهش متافیزیک میگویند که طرفداران متافیزیک
یک تدبیر عامّی در سراسر جهان قائل شویم، چیزی که هست طرز این تدبیر عام و تنظیم عام را با تدبیرهای بشری در مصنوعات خود نمیتوان قیاس گرفت. بحث کلی این تدبیر عام با توجه به فرضیهها و نظریههایی که مادیین و غیر مادیین در این زمینه اظهار داشتهاند و با توجه به آنچه متکلمین یا سایر کسانی که غوری در علم الهی ندارند اظهار داشته و با وضع و مصنوع بشری قیاس گرفتهاند، در مقالههای آینده خواهد آمد.