مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٣ - نکته ٢
او را برای تأمین احتیاج وجودی میخواهیم: گرسنهایم و با خوردن غذا سیری میخواهیم، تشنهایم و با نوشیدن آب سیراب شدن میطلبیم و همچنین؛ یعنی ما ناقصیم و با غایت فعل، خودمان را تکمیل مینماییم. سادهتر بگوییم: نسبت غایت به ما که فاعل هستیم نسبت کمال است به نقص.
بفهمد که آیا طبیعت بی جان نیز مثل خود او همواره در تعقیب هدف است یا نیست؟ پاسخ به این سؤال امر آسانی نیست زیرا از یک طرف برای انسان مشکل به نظر میرسد که بتواند فعالیتهای طبیعت بی جان را برای رسیدن به هدف و نیل به غایت معین توجیه کند و از طرف دیگر انسان هماهنگیها و توافقهایی بین اجزاء طبیعت مشاهده میکند و فعالیتهای طبیعت را همواره تحت انتظام میبیند به طوریکه همواره نتیجه این توافقها و هماهنگیها هدفهای خاصی است و انسان نمیتواند بپذیرد که بدون آنکه در طبیعت، هدفگیری شده باشد این توافقها و هماهنگیها حاصل شده باشد. بعلاوه انسان در برخی موارد یا همه موارد، طبیعت را در یک خط سیر تکاملی جهت داری مشاهده میکند و این خود دلیل است بر اینکه طبیعت به نقطه معینی متوجه است و سیر خود را برای رسیدن به آن نقطه آغاز میکند و ادامه میدهد.
فلاسفه در مقام پاسخ به این سؤال دو دسته شدهاند: برخی اصل غائیت را پذیرفته و برخی دیگر آن را نفی کردهاند. غالب حکمای الهی طرفدار اصل غائیت به شمار میروند ولی مادیین عموما منکر آن هستند.
در میان فلاسفه قبل از میلاد، مطابق نقل قدما، ذیمقراطیس و انباذقلس منکر اصل علت غائی بودهاند. ذیمقراطیس که ضمنا دارای نظریه اتمیسم نیز بوده مدعی بوده که تکوّن جهان با همه انتظامی که امروز در آن مشاهده میشود در ابتدا به حسب اتفاق صورت گرفته به این ترتیب که ذرات اتمی که مبادی اصلی و سنگهای اوّلی کاخ این جهاناند روی خاصیت ذاتی خود در حرکت دائم بوده و در فضا پراکنده بودهاند و حرکاتی بدون نظم و ترتیب داشتهاند و به حسب اتفاق (بدون هدف گیری) برخی با برخی دیگر تصادم کرده و مجتمع شدهاند و به نسبتهای معین با یکدیگر ترکیب شدهاند و از اینجا مرکبات تشکیل یافته است. ذیمقراطیس منکر علت فاعلی و ضرورت علّی و معلولی نبوده بلکه منکر علت غائی بوده است. مطابق نقل قدما ذیمقراطیس در تکوّن نبات و حیوان قائل به «اتفاق» نبوده و اصل غائیت را در مورد