مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٣ - نکته ٢
جذب و انجذاب دارند؛ و هم میتوان گفت که انقسام علت به علت فاعلی و مادی در این موارد به مجرد اتفاق بوده و مانند حصول توارث و قابلیت بقا خود به خود به وجود آمده است.
پاسخ
ما یک بار مانند کسانی که اعتقاد به علت و معلول را بسته به تداعی معانی و تنها عادت ذهنی میدانند در مورد علت و معلول تنها به نام گذاری قناعت کرده بدون
و نیازی به علت فاعلی نیست و یا به این معنی است که عین همان چیزی که علت مادی است علت فاعلی است.
یکی از نقاط نسبتا حساس بحث الهی و مادی همین جاست. چنانکه میدانیم سرچشمه نظریه الهی خود ارسطو نیز همین جاست. ارسطو به کمک سه مقدمه، وجود «محرک اول» را اثبات میکند: یکی اینکه «ممتنع است متحرک عین محرک باشد» و به عبارت دیگر «ممتنع است که علت فاعلی عین علت قابلی بوده باشد». دیگر آنکه «باید محرک همواره به همراه متحرک وجود داشته باشد» یعنی حرکت مادامی ادامه دارد که عامل تحریک باقی باشد و اگر عامل تحریک از بین برود حرکت هم بلافاصله قطع میشود. دیگر اینکه «اگر محرک نیز به نوبه خود متحرک باشد نیازمند به محرک دیگری خواهد بود و آن محرک دیگر نه میتواند همان متحرک اوّلی باشد و نه میتواند تا بینهایت پیش برود، پس سلسله محرکات باید منتهی شود به محرکی که متحرک نیست و او عبارت است از موجودی مجرد و ماوراء الطبیعی».
مقدمه اول ارسطو همین مسأله ما نحن فیه است. مقدمه دوم همان است که گالیله و نیوتن بر خلافش قیام کردند و در مقاله ٨ مفصلا در اطرافش بحث و انتقاد کردیم. مقدمه سوم مبتنی بر امتناع دور و تسلسل است. و اگر کسی در یکی از مقدمات سه گانه خدشه وارد ساخت و مثلًا نظر داد که لزومی ندارد محرک غیر از متحرک باشد، یا آنکه معتقد شد بقای عامل حرکت به همراه حرکت لازم نیست، و یا آنکه دور یا تسلسل ممتنع نیست، و یا اینکه فرض ارسطو مصداق دور و تسلسل نیست، البته برهان ارسطو برای اثبات محرک اول ناقص خواهد ماند. ما در مقاله ١٤ که براهین فلاسفه را راجع به اثبات صانع نقل و انتقاد میکنیم در اطراف این برهان نیز بحث خواهیم کرد و به هر