مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٧ - نکته ٢
میگویند و برای انجام مقاصدشان حرکاتی میکنند و همچنین ... بلکه کمترین دقت به ثبوت میرساند که پایه زندگی انسان و هر موجود جاندار با آن اندازه هوش و
علیت و معلولیت را مانند سفیدی و سیاهی و آهنگ موزون و ناموزون و بوی خوش و ناخوش و حرارت و برودت و سبکی و سنگینی و ترشی و شیرینی و غیره با یکی از حواس خود ادراک میکند یا به وسیله دیگری آن را ادراک میکند؟ آن وسیله دیگر چیست؟ پاسخ این سؤال را در مقاله ٥ که از «پیدایش کثرت در ادراکات» بحث میکردیم دادیم (رجوع شود به صفحات ٢٩٩- ٣٠٤)
پرسش دیگر این است که آیا قانون علت و معلول قانونی است حقیقی و واقعی یا نه؟ یعنی آیا واقعاً بین موجودات رابطه علّی و معلولی برقرار است یا اینکه این قانون، بی حقیقت و القای موهوم و فریب دهندهای است که در اذهان پیدا میشود؟ تا قبل از ظهور فیزیک نو، در میان فلاسفه یا علمای علوم طبیعی کسی پیدا نمیشد که در صحت و اعتبار قانون علت و معلول تردید روا دارد، تنها در میان متکلمین اسلامی کسانی پیدا میشدند که بعضی از لوازم لاینفک این قانون مثل ضرورت علّی و معلولی را که مستلزم انکار خود این قانون بود مورد انکار قرار میدادند یا اینکه شمول این قانون را در مورد فاعلهای شاعر و مدرک انکار میکردند. به عقیده برخی از متکلمین فاعلهای شاعر و مدرک و مختار مانند ذات باری یا نفس انسان را نباید «علت» آثار و افعالشان شمرد و نباید احکام علیت و معلولیت را در مورد این فاعلها تعمیم داد؛ و اگر طرفدار چنین عقیدهای دارای عقیده «جبر» نیز بود قهراً در نظر او برای قانون علت و معلول هیچ مصداقی نبود زیرا- همان طوری که در پاورقیهای مقاله ٨ در مبحث «جبر و اختیار» گفتیم- معنای «جبر» از نظر متکلمین این است که تمام حوادث جهان مستقیماً و بلاواسطه از اراده ذات باری ناشی میشود و هیچ گونه سببیت و مسببیتی بین امور جهان در کار نیست و این نظامی که مشهود است که پشت سر یک عده امور که ما نام آنها را «اسباب» گذاشتهایم یک سلسله امور دیگر که ما نام آنها را «مسبّبات» گذاشتهایم پیدا میشوند «عادت ذات باری» است که جاری شده بر اینکه این عده امور را در پشت سر آن عده امور دیگر خلق کند و در واقع هیچ رابطه سببی و مسبّبی بین خود امور جهان در کار نیست. پس، از نظر طرفدار عقیده جبر، همه حوادث بلاواسطه مستند به فاعل شاعر مختار است؛ و اگر نظریه «عدم شمول قاعده علیت بر فاعلهای