مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣١ - نکته ٢
اراده، اختیار و انتخاب کرده و با موافقت بقیه اجزاء علل مادی و صوری و شرایط زمانی و مکانی ایجاد مینماید و علت فوق انسان برای ایجاد فعل انسانی، اراده
است ولی برای دسته دوم این راه را نباید پیشنهاد کرد.
ابن سینا در شفا در مورد دسته دوم میگوید:
«آخرین پاسخ شفا بخشی که باید به آنها داده شود این است که از طریق عمل وارد شوند و در گفتار، همان منطق خود او را پیش بگیرند، مثلًا او را بزنند و بگویند زدن و نزدن هر دو یکی است، یا در آتش بیندازند و بگویند آتش و غیر آتش یکی است؛ در این وقت است که فطرت واقع بینی وی او را به سخن میآورد و به حقیقت اعتراف خواهد کرد.»
مولوی این مطلب را در مورد «جبری» که خود را علی رغم وجدان و فطرت خود مسلوب الاختیار فرض میکند به نظم آورده است:
آن یکی بر رفت بالای درخت | میفشاند آن میوه را دزدانه سخت | |
صاحب باغ آمد و گفت ای دنی | از خدا شرمیت کو، چه میکنی | |
گفت از باغ خدا بنده خدا | میخورد خرما که حق کردش عطا | |
پس ببستش سخت آن دم بر درخت | میزدش بر پشت و پهلو چوب، سخت | |
گفت آخر از خدا شرمی بدار | میکشی این بیگنه را زار زار | |
گفت کز چوب خدا این بندهاش | میزند بر پشت دیگر بنده خوش | |
چوب حق و پشت و پهلو آن او | من غلام و آلت فرمان او | |
گفت توبه کردم از جبر ای عیار | اختیار است اختیار است اختیار | |