مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٥ - نکته ٢
تاکنون از آنان در دست است و هرگز حل مسأله را موکول به پیدایش این افکار التقاطی مادیین نکردهاند و پاسخ دانشمندان قائل به «اتفاق» منفی است و اینان عدهای از مادیین هستند که برای مجموع عالم، علت قائل نیستند.
است میتوانم به تدریج در روحیات خودم تغییراتی مطابق میل و اراده خودم ایجاد کنم و در نتیجه اراده خودم را تقویت کنم و آن را نسبت به بعضی امور کنترل کنم. آری، تنها در مورد تعقل و محاسبه و سنجش میتوان گفت که بلاواسطه در اختیار من است.
در مورد آزادی و اختیار انسان شبهه معروفی هست و آن اینکه بنا بر مقدمات بالا مقدمات افعال اختیاری غیر اختیاری است و هر چیزی که مقدمات وی غیر اختیاری است خودش نیز غیر اختیاری است و چگونه ما میتوانیم فعل را اختیاری بدانیم و حال آنکه بالاخره مقدمات این فعل منتهی میشود به امور غیر اختیاری؟
پاسخ این شبهه این است که کبرای این قیاس که میگوید: «هر چیزی که مقدماتش غیر اختیاری است خودش غیر اختیاری است» غلط است زیرا اولًا ما بالوجدان والعیان در خود احساس میکنیم که نسبت به انتخاب و عدم انتخاب فعل آزادی داریم و هیچ قوه خارجی ما را اجبار نمیکند و اینکه گفته میشود «حوادث جهان متصل و متسلسل و مرتبط است و مانند زنجیر پیوستهای از علل و معلولات است و افعال ما نیز جزء این زنجیر است و در این صورت ما چه اختیاری میتوانیم در این زنجیر پیوسته داشته باشیم؟» پاسخش این است که اراده و اختیار ما و سنجش ما نیز یکی از حلقات این زنجیر پیوسته است و ما خود یکی از عوامل مؤثر این جهان هستیم که از خارج متأثر میشویم و به نوبه خود در غیر خود تأثیر میکنیم و ما را و اراده و اختیار ما را در خارج از این زنجیر پیوسته نیافریدهاند که نتوانیم در این زنجیر ذی اثر باشیم و ثانیاً اگر ما نظریه فوق را که هم برهان و هم وجدان آن را تأیید میکند و مبتنی بر اصل ضرورت علّی و معلولی است نپذیریم باید قائل شویم که افعال انسان عاری از ضرورت علّی و معلولی است و در این صورت یا این است که صدور فعل را با صدفه توجیه میکنیم و علیت را انکار میکنیم و یا این است که علیت را میپذیریم و ضرورت علّی و معلولی را انکار میکنیم. بنا بر انکار علیت و قول به صدفه- همچنانکه قبلًا گذشت- به کلی رابطه ما با فعل قطع میشود و آزادی از ما گرفته میشود و زمام فعل به دست تصادف کور و کر و بیحساب میافتد و بنا بر انکار