مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٦ - نکته ٢
نکته ٢
دو نظریه گذشته (هر پدیده معلولی تا ضرورت نداشته باشد موجود نمیشود- این ضرورت را علت به وی میدهد) این نتیجه را میدهند که: «هر معلول نسبت به علت، ضرورت بالقیاس دارد» یعنی اگر معلولی را با علت خودش بسنجیم نسبت «ضرورت» را خواهد داشت و البته این نسبت یعنی «ضرورت بالقیاس» تنها میان معلول و علت تامّه آن وجود دارد نه میان معلول و اجزاء علت آن و نه میان معلول و خارج از علت، بلکه نظر به اینکه تنها علت تامّه است که ضرورت دهنده میباشد اگر چیزی را به غیر علت تامّهاش نسبت دهیم نسبتی دیگر که مخالف با نسبت «ضرورت» است پیدا خواهد کرد که نسبت «امکان بالقیاس» نامیده میشود.
مثلًا اگر نسبت آب را به ترکیب اکسیژن و هیدروژن با بقیه شرایط زمانی و مکانی بدهیم خواهیم گفت «پیدایش آب ضروری است» ولی اگر همین آب را به اکسیژن تنها نسبت دهیم البته ضرورتی پیدا نخواهد شد زیرا از اکسیژن تنها، آب به وجود نمیآید ولی «امکان» دارد به این معنی که اگر بقیه اجزاء علت با شرایط منضم شوند آب به وجود میآید و گرنه، نه. پس اکسیژن میشود آب بشود (با
در خاتمه یادآوری میکنیم که موضوع بحث در «تسلسل علل» در درجه اول علل فاعلیه است و اما اینکه تسلسل علل در علل غائیه یا علل صوریه و علل مادّیه ممتنع است یا ممتنع نیست، بحث دیگری است که خارج از موضوع بحث حاضر ماست و لازم به تذکر نیست که شرایط و معدّات یعنی مراحل وجود شئ که احیانا به نام «علل اعدادی» نیز خوانده میشود از موضوع بحث و مورد براهین تسلسل علل به کلی خارج است زیرا چنانکه دیدیم براهین بطلان تسلسل علل در مورد عللی است که واجب است همراه وجود معلول موجود باشد اما شرایط و معدّات که مجاری وجود شئ باید شمرده شوند نه علل وجود دهنده وی، لزومی ندارد که همراه وجود معلول موجود باشند بلکه باید تقدم زمانی بر وجود آن شئ داشته باشند. علیهذا نباید چنین توهّم کرد که لازمه بطلان تسلسل علل این است که سلسله شرایط و معدّات، متناهی است یعنی حوادث زمانی که دخالت در وجود شئ دارند متناهی است و در نتیجه زمان و حوادث زمانی متناهی است.