مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٣ - نکته ٢
واحدهای زیادی دارد به مناسبت اینکه مجموعا یک واحد غرض را تأمین میکنند «یکی» دیده و «واحد» نامیده و دارای یک ضرورت پنداشته یک علت برای وی قائل شویم مانند توطن در یک شهر، اقامت در یک خانه، خوردن یک ناهار، نوشیدن یک
غیر متناهی یا به هویات مستقل قائم به ذات منتهی میشود؟
سؤال اول همان است که موجب طرح مسأله «تسلسل علل» شده است. حکما براهین زیادی بر بطلان تسلسل علل اقامه کردهاند. از دوره یونان باستان براهینی بر بطلان تسلسل نقل شده. حکمای اسلامی از قبیل فارابی و ابن سینا و خواجه نصیر الدین طوسی و میر داماد و صدرالمتألّهین هر یک برهانی بر بطلان تسلسل علل اقامه کردهاند و یا لااقل تکمیل و اصلاحی در براهین اقامه شده از طرف دیگران به عمل آوردهاند. در اطراف هر یک از آن براهین بحث و انتقادهای زیادی شده و لزومی ندارد ما وارد آن بحث و انتقادها بشویم. در اینجا به ذکر یک برهان که با مطالب این مقاله ارتباط نزدیک دارد و از نظر ما بهترین برهان است بر بطلان تسلسل علل، قناعت میکنیم.
بهترین برهان بر امتناع تسلسل علل، برهانی است که از راه ضرورت نظام موجودات اقامه میشود. این راه همان است که اولین بار محقق خواجه نصیر الدین طوسی از آن وارد شده و به روی دیگران باز کرده است. بیان مختصر متن نیز اشاره به همین راه است. ما در اینجا سعی میکنیم آن برهان را با سادهترین وجهی تقریر کنیم به این بیان:
نظام موجودات نظام علّی و معلولی و نظام ضروری است و هر معلولی ضرورت خویش را از ناحیه علت خود کسب کرده. حالا یا این است که در واقع و نفس الامر، این نظام ضروری علّی و معلولی یکسره از ضرورتهای بالغیر تألیف یافته است یعنی سلسله علل و معلولات، غیر متناهی است و هر علتی به نوبه خود معلول علتی است و همین طور ... و یا اینکه این نظام از ضرورتهای بالغیر و ضرورت بالذات تألیف یافته است یعنی تمام وجودات و ضرورات همه منتهی به موجودی است که قائم بالذات و کامل بالذات و ضروری بالذات است و از لحاظ شدت و تمامیت، غیر متناهی است و او به منزله اساس همه هستیها و منبع و سرچشمه همه وجودها و وجوبها و ضرورتها با نظم و ترتیب معین است.