مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٧ - نکته ٢
جهان ماده موجودی مطلق و خارج از قانون حرکت و تکامل نداریم و هر پدیدهای که پیدا میشود با اجزاء مکانی و زمانی جزء وجودش ارتباط دارد.
و بنابراین «علت مرکب» یعنی یک سلسله حوادث مربوط که برای پیدا شدن یک پدیده مادی فرض میکنیم. در حقیقت مادهای را فرض کردهایم که در جاده حرکت افتاده و یک رشته احوال و شرایطی را به نحو تحول و تکامل طی میکند و البته هر یک
اشکال:
این گونه جستجوها دلیل بر اذعان فطری به مدعای فوق نیست زیرا ممکن است گفته شود که این جستجوها برای کشف نقطه نقصان علت حرکت نیست بلکه این جستجوها برای این است که تغییر حالتی برای حرکت پیدا شده و حرکت، تند یا کند یا متوقف شده یعنی حادثه جدیدی رخ داده و شخص در جستجوی علت حدوث حادثه جدید است (نه در جستجوی یافتن منشأ عدم بقای علت حادثه اوّلی). پس میتوان ادعا کرد که یک نفر مکانیسین مثلًا به حسب فطرت ساده خویش عیناً بر خلاف مدعای فوق اذعان دارد یعنی میداند که بقای علت حرکت در بقای حرکت شرط نیست بلکه اگر خللی در حرکت پیدا شد مثل آنکه تند یا کند یا متوقف شد از این جهت است که علت جدیدی پیدا شده و اثر علت از بین رفته سابق را خنثی کرده است.
پاسخ:
اولًا سکون امر وجودی نیست که مستلزم علت وجودی باشد بلکه امر عدمی است زیرا سکون عدم حرکت است و بنابراین علت سکون (یا عدم الحرکة) همان عدم علت حرکت است و بنابراین جستجو از علت سکون عین جستجو از عدم بقا و از نقصان یافتن علت حرکت است و ثانیاً بنا به فرض فوق که بقای علت حادثه در بقای حادثه شرط نیست اگر فرضاً ما سکون را یک حادثه وجودی بدانیم جستجو از علت سکون معنا ندارد زیرا بقای علت سکون (بنا بر فرض فوق) در بقای سکون شرط نیست و ممکن است معدوم شده باشد و جستجو از معدوم معنا ندارد.
اشکال:
قسمت دوم پاسخ که گفته شد «علت سکون معدوم شده و جستجو از معدوم معنا ندارد» درست است ولی این در موردی است که علت را بسیط و غیر مرکب فرض کنیم و حال آنکه علل بسیط به این صورت در جهان طبیعت