مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٤ - نکته ٢
لا واقعیت شود؛ یعنی هیچ واقعیتی را از خودش نمیشود سلب کرد اگر چه از غیر مورد خودش جایز السلب است. هرگز نمیشود گفت درختی که امروز هست امروز نیست ولی میشود گفت درختی که امروز هست فردا نیست.
ما این خاصه را در بحثهای خود نام «ضرورت» میدهیم چنانکه خاصه تساوی وجود و عدم را در مهیت «امکان» مینامیم. پس معنی «ضرورت»، واجب و لازم و غیر قابل انفکاک بودن- و به اصطلاح علمی جدید جبری بودن- وجود است و معنی «امکان» مساوی بودن نسبت شئ با وجود و عدم میباشد.
اصالت ماهیت این نحو از ضرورت معنا ندارد.
تفکیک این نحو ضرورت ذاتی در وجود از ضرورت ذاتی فلسفی و اینکه لازمه این نحو ضرورت نه ازلی و ابدی بودن وجودات است و نه واجب الوجود بودن آنها، از مسائل دقیقهای است که بر غالب حکما و فلاسفه مخفی مانده است و چنانکه قبلًا بیان کردیم عرفا استدلال خویش را مبنی بر مساوی بودن وجود با وجوب ذاتی و مساوی بودن وجوب ذاتی با وحدت- که در مقاله ٧ گذشت- روی همین عدم تفکیک بنا کردهاند و شیخ اشراق نیز آنجا که بر اعتباریت وجود استدلال میکند یکی از اموری که وی را مضطرب و منحرف کرده است همین عدم تفکیک است.
[١]. جبر یا ضرورت یا وجوب، همه به یک معناست. دو لغت «ضرورت» و «وجوب» از اصطلاحات قدیمه شایع در منطق و فلسفه است ولی لغت «جبر» در اصطلاحات فلسفی جدید زیاد در این مورد به کار برده میشود و البته همان معنای ضرورت و وجوب از این کلمه قصد میشود.نکتهای که در اینجا لازم است توضیح دهیم این است که مادیین کلمه «جبر» را زیاد به کار میبرند ولی آنان از اقسام ضرورتها و جبرها که ما در «مقدمه» نام بردیم فقط جبر علّی و معلولی را که عبارت از ضرورت بالغیر فلسفی است میشناسند و اما ضرورت ذاتی فلسفی و همچنین ضرورت ذاتی منطقی را آنان نمیشناسند.
نشناختن ضرورت ذاتی فلسفی همان است که موجب شده در باب ذات باری تصورات بچهگانه و موهومی بنمایند و عاقبت الامر آن را نفی کنند.
ما عن قریب در پاورقیهای همین مقاله قسمتی از تصورات کودکانه و موهوم مادیین را در مورد ذات باری که به اصطلاح فلسفی «واجب الوجود بالذات» و «علة العلل» خوانده میشود به عین عبارات نقل میکنیم تا خواننده محترم مستقیماً با