مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٦ - نکته ٢
٨ را به جای ٥ فرض کنیم آن عدد خودش خودش است و فقط جایش تغییر کرده یا آنکه در این فرض آن عدد آن عدد نیست؟ یعنی آیا در این صورت ٥ همان ٥ است که در جای ٨ قرار گرفته و ٨ همان ٨ است که در جای ٥ قرار گرفته یا آنکه با فرض تغییر مرتبه، دیگر ٥ خود ٥ نیست بلکه این ٥ فرضی ما همان خود ٨ است و ٨ فرضی ما همان خود ٥ است؟
البته واضح است که هیچ عددی را با حفظ هویت و ذات، در غیر مرتبه خودش نمیتوان فرض کرد. موجودات زمانی در مراتب زمان عیناً از این قبیل است. مثلًا سعدی در یک قطعهای از زمان گذشته بوده و ما در یک قطعه از زمان بعد از او واقع شدهایم. به حسب و هم ابتدائی این سؤال پیش میآید که چه مانعی داشت که سعدی در زمان ما یا ما در زمان سعدی بودیم؟ ولی اگر حقیقت اصالت وجود را خوب درک کرده باشیم و این مطلب را نیز که مرتبه هر وجودی مقوّم ذات آن وجود است نیز درک کرده باشیم و به این مطلب اذعان داشته باشیم که زمان، خارج از حقیقت ذات وجودات زمانیه نیست، به خوبی میفهمیم که این سؤال عیناً مانند این است که از ما بپرسند چه مانعی داشت که عدد ٥ به جای عدد ٨ و عدد ٨ به جای عدد ٥ بود؟ یا آنکه چه مانعی داشت که دیروز به جای امروز و امروز به جای دیروز بود یعنی آن قطعه از زمان به جای این قطعه از زمان و این قطعه از زمان به جای آن قطعه از زمان بود؟
علت اینکه مقوّم بودن مرتبه را در اعداد همه کس به خوبی تصدیق دارد ولکن مقوّم بودن مراتب را در وجودات کمتر اشخاص میتوانند درک کنند بلکه در انظار بسیار عجیب جلوه میکند این است که مقوّم بودن مرتبه در اعداد مربوط به «ماهیت» اعداد است و مقوّم بودن مراتب زمان یا مراتب علت و معلول، مربوط به «وجودات» اشیاء است و ماهیات اشیاء این گونه نیست یعنی مراتب زمان یا علت و معلول مقوّم ماهیت اشیاء نیست و از طرف دیگر اذهان به طور عادی ماهیات را میشناسند نه وجودات را و بعد از هزارها موشکافیهای فلسفی است که اصالت وجود و اعتباریت ماهیت ثابت میشود و در نتیجه مقوّم بودن مراتب برای وجودات و همچنین حقیقت زمان روشن میشود. از این روست که شناختن مقوّمات ماهیات اشیاء چندان صعوبتی ندارد بر خلاف شناختن مقوّمات وجودات.
اینجاست که یک بار دیگر ثابت میشود که ما تا ذهن و اعتبارات ذهن و خواص مخصوص ذهن و طرز اندیشه سازی ذهن را نشناسیم نمیتوانیم فلسفه داشته باشیم.