مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٩ - نکته ٢
است روشن نخواهد شد.
البته خواننده محترم اگر اهل تعمق و تدبر باشد متوجه خواهد بود که آنچه در تحت عنوان فوق میگوییم صرفاً بیان اصطلاحات و تلاعب با الفاظ نیست بلکه تجزیه دقیقی است از احکام مختلفه عقل. قبلًا اشاره کردیم که احکام ذهن در مورد ضرورت و امکان و امتناع احکامی است عقلی نه حسی و ناچار در مورد این سنخ احکام یا باید به کلی دم فرو بست و سخنی از جبر و ضرورت نظام موجودات یا از امکان یا از استحاله و امتناع اشیاء به زبان نیاورد و یا آنکه باید تجزیه دقیق عقلانی به عمل آورد و اعتبارات مختلف ذهن را از یکدیگر باز شناخت؛ و چنانکه میدانیم مسأله ضرورت نظام موجودات در قدیم و جدید همواره در درجه اول اهمیت قرار داشته و امروز هم صاحبان مکاتب مختلف اعم از الهی و مادی قسمتی از کاوشهای خویش را به این مسأله اختصاص دادهاند و روی این جهت اگر کسی بخواهد که مسأله ضرورت نظام موجودات برایش روشن شود باید تمام اقسام ضرورتها را و به عبارت دیگر انواع احکام عقل را در این زمینه تشخیص دهد تا حقیقت روشن و جلو سفسطهها گرفته شود.
این دو قسم ضرورت ذاتی را تحت عنوان دو اصطلاح «فلسفی» و «منطقی» بیان میکنیم و ضمنا یاد آوری میکنیم که قبل از طلوع نظریه اصالت وجود، از لحاظ تحقیق فلسفی در «مواد سهگانه عقلی» شناختن این دو قسم ضرورت ذاتی چندان لزومی نداشت ولی بنا بر اصل اصالت وجود اگر کسی این دو قسم ضرورت را به خوبی باز نشناسد گرفتار اشکالات عظیمی خواهد شد و همان گرفتاریهاست که برخی را به طرف نفی وجود ممکن و برخی دیگر را به سوی نظریه اعتباری بودن وجود کشانیده است.
طرفداران منطق دیالکتیک چون این دو قسم ضرورت را نمیشناختهاند به اشتباهات عظیم و احیانا مضحکی دچار شدهاند و ما بعداً در پاورقیهای مقاله به آنها اشاره خواهیم کرد.
ضرورت، همه جا- چه در منطق و چه در فلسفه- در مقابل امکان و امتناع گفته میشود، چیزی که هست این است که منطقیین در باب قضایا هر وقت سخن از ضرورت ذاتی به میان میآورند آن را در مقابل ضرورت وصفی و شرطی قرار میدهند و این تقسیم را منطقیین از نظر کیفیت حکم عقل کردهاند نه از نظر واقع و نفس الامر