مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٩ - نکته ٢
و مثلًا انسان در موارد محذورات احتمالی استنکاف کرده و وارد نمیشود (قاعده دفع ضرر محتمل): آبی را که راستی احتمال مسمومیت دارد نمیخورد، به جایی که احتمال چاه میرود پای نمیگذارد، به مادهای که احتمال انفجار دارد دست نمیزند؛ ولی اینها مواردی است که انسان در سر دو راه ایستاده: یکی مقطوع الامن و دیگری غیر مقطوع، و با غریزه عمل به علم، راه مقطوعالامن را انتخاب مینماید گذشته از اینکه احتمال محذور را نیز با علم تشخیص میدهد.
از بیان گذشته نتیجه گرفته میشود:
(١). یکی از اعتباریات «حجّیت علم» است.
(٢). این اعتبار از اعتبارات عمومی است (قبل الاجتماع).
نکاتی چند
[ نکته ١]
(١). نظر به قریحه مسامحه که در انسان از قاعده انتخاب اخف و اسهل استقرار جسته، انسان در مرحله عمل هر چیز غیر مهم را به عدم ملحق مینماید و ما روزانه این روش را در هزارها مورد به کار میبریم که یکی از آنها ادراک ظنی است. در جایی که جانب مرجوح طرفین ظن بیاهمیت بوده باشد به حسابش نمیآوریم و در نتیجه ظن قوی را به جای علم گذاشته و نام «علم» به وی میدهیم و این همان «ظن اطمینانی» است که مدار عمل انسان میباشد و این خود یکی از اعتبارات عمومی است.
پوشیده نماند که دانشمندان مادی چنانکه در علم نظری کجروی نموده و علم (ادراک مانع از نقیض) را منکر شدهاند همچنان در علم عملی (مورد بحث) نیز اشتباه کرده و درست در نقطه مقابل ما قرار گرفته میگویند انسان همیشه به ظن عمل مینماید و علمی در کار نیست.
این نظر از دو جا سرچشمه میگیرد: یکی انکار اصل ادراک علمی، و ما در مقالههای گذشته بطلان این نظر را روشن نموده و به ثبوت رسانیدیم که این نظر جز روش شکاکان (نمیدانم) حقیقتی در بر ندارد، دوم خط میان اعتبار ظن اطمینانی و میان الغای اعتبار علم. دانشمند مادی باید بداند که سخن دو تاست که از همدیگر جدا میباشند.
یک بار میگوییم انسان بنا گذاری نموده که غیر علم را (ظن اطمینانی) علم شناخته و با وی معامله علم کند. البته در این صورت اعتبار حقیقی از آن علم بوده و علم اعتباری (ظن اطمینانی) تنها زنده اسم علم میباشد. و یک بار میگوییم انسان به علم عمل نمیکند بلکه پیوسته پیرو ظن است یعنی انسان در عمل مستقیماً به