مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٧ - نکته ٢
و صفا و همچنین بیم و امید و آرزو و افسوس را از قاموس بشریت شسته و چراغهایی که صنع و ایجاد در درون تاریک انسان روشن نموده خاموش کرده و یک انسان لا انسان، آری انسان لا انسان، بار آورند.
مراد ما اینها نیست، بلکه ما میگوییم انسان با هدایت طبیعت و تکوین پیوسته از همه سود خود را میخواهد (اعتبار استخدام) و برای سود خود سود همه را میخواهد (اعتبار اجتماع) و برای سود همه عدل اجتماعی را میخواهد (اعتبار حسن عدالت و قبح ظلم) و در نتیجه فطرت انسانی حکمی که با الهام طبیعت و تکوین مینماید قضاوت عمومی است و هیچ گونه کینه خصوصی با طبقه متراقیه ندارد و دشمنی خاصی با طبقه پایین نمیکند بلکه حکم طبیعت و تکوین را در اختلاف طبقاتی قرایح و استعدادات تسلیم داشته و روی سه اصل نامبرده میخواهد هر کسی در جای خودش بنشیند.
(٤). آزادی انسان که موهبتی طبیعی است در حدود هدایت طبیعت میباشد و البته هدایت طبیعت بسته به تجهیزاتی است که ساختمان نوعی دارای آنها میباشد و از این روی هدایت طبیعت (احکام فطری) به کارهایی که با اشکال و ترکیبات جهازات بدنی وفق میدهد محدود خواهد بود؛ مثلًا از این راه ما هیچگاه تمایل جنسی را که از غیر طریق زناشویی انجام میگیرد (مرد با مرد، زن با زن، زن و مرد از غیر طریق زناشویی، انسان با غیر انسان، انسان با خود، تناسل از غیر طریق ازدواج) تجویز نخواهیم نمود.
مثلًا تربیت اشتراکی نوزادان و الغای نسب و وراثت و ابطال نژاد و ... را تحسین نخواهیم کرد زیرا ساختمان مربوط به ازدواج و تربیت با این قضایا وفق نمیدهد.
(٥). اعتبارات سه گانه نامبرده از اعتبارات ثابته میباشند.
٥. اصل متابعت علم
پر روشن است که قوای فعاله در ماده چنانکه خود مادی هستند فعالیت آنها نیز در ماده میباشد و یک قوه فعاله همینکه مادهای را مناسب فعالیت خود یافت شروع به فعالیت کرده و اثر خود را به سوی متأثر خود روانه خواهد ساخت و انسان و هر جانور زنده در فعالیت خود از این حکم مستثنی نیستند.
ما در صحنه فعالیت خود با واقعیت خارج کار داریم، واقعیت خارج را میخواهیم؛ با کسی که سخن میگوییم با شنونده خارجی رازگویی مینماییم، به سوی مقصدی که روانه میشویم مقصد را میجوییم و اگر میخوریم یا میآشامیم