مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٧ - نکته ٢
صفت وجوب و لزوم داده در حالی که این صفت را به حسب حقیقت ندارند.
مثلًا در مورد خوردن (مثال گذشته) اگر چه متعلّق «باید» را «سیری» قرار داده ولی چون میبیند سیری بیبلعیدن غذا و بلعیدن بیجویدن و بی به دهان گذاشتن و به دهان گذاشتن بیبرداشتن و برداشتن بی نزدیک شدن و دست دراز کردن و گرفتن و ... ممکن نیست، به همه این حرکات صفت وجوب و لزوم میدهد و چون میبیند که قوه فعاله در حقیقت یک چیز میخواهد به همه این حرکات و یا به یک دسته از آنها صفت وحدت و یگانگی میدهد و به همین قیاس ...
آورده است ولی در شعور انسان این نتایج طبیعی منعکس نمیشود و اگر فرضاً منعکس بشود (مانند انسان عالم) باز داعی و محرک نفسانی همان ارضای تمایل است. این گونه فعالیتها را میتوان «فعالیت التذاذی» اصطلاح کرد.
حرکات غریزی حیوان را میتوان حرکات التذاذی دانست نه تدبیری؛ یعنی حیوانات (بر خلاف انسان) از لحاظ وضع تمایلات و نفسانیات طوری مجهز ساخته شدهاند که از جمیع حرکات غریزی خود مستقیما لذت میبرند و تمام آن کارها را صرفاً برای همان لذتی که از خود آن افعال میبرند انجام میدهند بدون آنکه از نتیجه و فایده طبیعی عمل خود آگاه باشند و آن را منظور بدارند.
این نظریه را نیز با دلائل علمی نمیتوان صد در صد باطل دانست، چیزی که هست خیلی بعید به نظر میرسد که حرکاتی از قبیل لانه ساختن پرندگان صرفاً التذاذی باشد و حیوان از نتیجه کار خود و قانون کار خود بیخبر باشد زیرا قرائن چنین نمودار میسازد که حیوان یک مقصود دیگر از کار خود دارد و این کار را برای آن مقصود نهایی میکند و در این کار خود عیناً مثل انسان که برای یک مقصود نهایی تدبیر میکند و متحمل رنج و زحمت میشود تدبیر میکند و به خود رنج میدهد. بعلاوه روی این نظریه معلوم نیست که چرا انسان که قوه عقل و شعور و استعداد تدبیر در امور دارد این اندازه از لحاظ تمایلات که هادی غریزه اوست ضعیف است و حیوان که این استعداد را ندارد دارای اینهمه تمایلات عجیب شده که حتی زنبور عسل که لانه خود را با اشکال مسدّس تنظیم میکند در وجود او تمایلی آفریده شده که فقط از این نوع کار لذت میبرد و او بدون آنکه در شعور و قوه ادراک خویش فایده این کار را بداند فقط برای اطاعت از آن تمایل مخصوص این کار را انجام میدهد. این بود مجموعه فرضیههایی که در مورد «غریزه» گفته شده یا میتوان فرض کرد.