مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٠ - نکته ٢
خوردنی نیست، البته آن وقت نامهای «خوردن» و «خوردنی» و «خورنده» را به فعل و به خود و به ماده میدهد و این جمله را در دل دارد: «این خوردنی را باید بخورم» و پیشتر میگفت: «این خواستنی را باید بخواهم» با بیانی که شد و مفهوم «باید» همان نسبتی است که میان قوه فعاله و میان اثر وی موجود است.
حیوانات کردهاند و عجایبی از عالم زندگی حیوانات کشف کردهاند.
حرکات غریزی اختصاص به دسته مخصوصی از حیوانات ندارد، از حشرات پست بلکه از حیوانات یک سلولی گرفته تا خزندگان و حیوانات ذوفقار و پستانداران و انسان، کم و بیش دارای حرکات غریزی هستند و آنکه از این لحاظ از همه ناقصتر است انسان است.
کارهای دقیق و ماهرانهای که حیوان به نفع شخص یا نوع یا نسل آینده انجام میدهد اگر انسان بخواهد انجام دهد مدتها وقت برای یاد گرفتن و تعلم میخواهد.
حالا باید ببینیم آیا واقعا حیوان از دقتهایی که در کارهای غریزی خود به کار میبرد و از فواید و نتایجی که در طبیعت بر این کارها مترتب است، آگاه است یا نه؟ اگر آگاه است این آگاهی را از کجا کسب کرده؟ و اگر آگاه نیست چگونه کارهای خود را «من حیث لا یشعر» چنان دقیق تنظیم میکند که نتایج مفیدی برای حیات فرد یا نوع در بر دارد؟ در اینجا چند نظریه است:
الف. حیوان از نتایج فعل خود آگاه نیست و در ساختمان وجودیاش هیچ گونه دستگاهی که موجب صدور حرکاتی معین که متضمن نتایجی معین باشد وجود ندارد؛ وقوع حرکات غریزی به این ترتیب، به طور تصادف است.
واضح است که این نظریه هیچ ارزش علمی ندارد و نمیتوان حرکات منظم حیوانات را که پیداست از قانونی پیروی میکنند حمل بر تصادف کرد.
ب. حیوان از افعال و حرکات خود و از نتایج افعال خود بیخبر است زیرا حیات و لوازم حیات، از هوش و ادراک و میل و لذت و اراده، از مختصات انسان است ولی در وجود حیوان دستگاهی هست که موجب میشود حرکاتی که متضمن فوایدی برای حیوان است پدید آید. ساختمان حیوان عیناً مانند یک ماشین است، چیزی که هست این ماشین طوری ساخته شده که در مواقع معین آثاری بروز میدهد که انسان میپندارد از روی شعور و ادراک کار میکند؛ مثلًا طوری ساخته شده که در موقع