مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٢ - نکته ٢
و مثلًا در مورد شکل اول قیاس اقترانی میگوید: در مثال معروف «هر انسان حیوان است و هر حیوان حساس است پس هر انسان حساس است» وقتی این شکل این نتیجه را داده و انسان حساس خواهد بود که انسان مهیتی جدا از دیگر
واجب الوقوع میدانیم مرکب از وقایع کاملا اتفاقی است و آنچه را که ما اتفاقی میدانیم فقط ظاهری است که در زیر آن وجوب و لزوم پنهان شده است.»
فلسفه مادی جدید چون در طبیعت قائل به اصل مبارزه اضداد و تبدیل شئ به ضد خود است و از طرفی هم افکار را صرفاً مادی میداند و از طرف دیگر بین تضاد و بین تناقض و ایجاب و سلب فرق نگذاشته، اصل امتناع تناقض را در افکار منکر میشود و البته گرفتاری در یک بن بستهایی (رجوع شود به صفحات ٢٢٧- ٢٢٨) نیز کمک کرده است تا این فلسفه خود را مجبور دیده است که یکباره این اصل مسلّم فکری را انکار کند و مدعی شود مانعی نیست که یک چیز هم راست باشد و هم دروغ، هم صحیح باشد و هم غلط.
ما قبلًا توضیح دادیم که با صرف نظر کردن از اصل امتناع تناقض، اساس تمام علوم واژگون خواهد شد. همان طوری که گفتیم قانون علمی برای ذهن بشر یعنی گرایش ذهن به یک قضیه خاص و اعراض از طرف مقابلش. خود شما که در فکر خود یک تئوری فلسفی را پذیرفتهاید و ادعا میکنید «وجود مساوی است با ماده» لابد در ذهن خود به این قضیه گرایش پیدا کردهاید و از مقابل این قضیه که «وجود مساوی نیست با ماده» اعراض کردهاید؛ و همچنین هر یک از اصول چهار گانه دیالکتیک را که پذیرفتهاید ناچار از نقطه مقابل این اصول اعراض کردهاید. پس شما هم در مورد تئوری فلسفی و اصول منطقی خود گفتهاید بله، بله؛ و نسبت به تئوری فلسفی و اصول منطقی متافیزیک گفتهاید نه، نه.
از علوم مثال میآوریم. ما در ریاضیات زحمت میکشیم و برهانی برای یک مسأله اقامه میکنیم و نتیجهای اثبات میکنیم و ناچار ذهن آن نتیجه را میپذیرد و از نقطه مقابل آن نتیجه اعراض میکند زیرا آن نتیجه را با نقطه مقابلش قابل جمع نمیداند. همان طوری که در متن بیان شده «چگونه متصور است که در مورد نظریهای، برهانی اقامه شده و نتیجهای را اثبات نماید و در عین حال تکذیب نتیجه به