مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٦ - نکته ٢
شدن) را تأسیس نمود دیگر تکیه گاهی برای سه اصل نامبرده متافیزیک و منطق وی نمانده و از ارزش دیرین خود افتادهاند زیرا به موجب سازمان نامبرده هر موجودی واقعیت بود و هستی خود را داراست که حافظ وضع فعلی او میباشد و چون در تبدل
داخل خود دو قوه دارد: یکی آنکه میخواهد تخم را به حالت خود نگه دارد، دیگری آنکه میخواهد تخم را تبدیل به جوجه کند؛ از این رو تخم با خودش سازگار نیست ... چیزی که از «نفی» مشتق میشود حالت اثبات پیدا میکند. جوجه اثباتی است که از نفی تخم خارج میشود. این یکی از مراحل تکامل است. مرغ از تغییر جوجه به وجود میآید و در خلال این تحول بین قوایی که میخواهند جوجه را به همین حال نگه دارند و قوایی که میخواهند جوجه را به مرغ تبدیل کنند کشمکش است. مرغ نفی جوجه است و جوجه به نوبه خود محصول نفی تخم میباشد. پس مرغ نفی در نفی است و این شیوه عمومی تکامل دیالکتیکی است:[١]. اثبات که «تز» نام دارد (حکم)[٢]. نفی: «آنتی تز» (ضد حکم)[٣]. نفی در نفی: «سنتز».»
این اصل معمولًا به نام «اصل تضاد» یا «اصل مبارزه اضداد» خوانده میشود.
همان طوری که گفته شد تئوری فلسفی ماتریالیسم دیالکتیک بر اساس مادیت و نفی وجود ماوراء مادی قرار دارد و طرز تفکر منطقی وی براساس اصول چهار گانه فوق میباشد. ما در این مقاله که افکار و ادراکات و کیفیت پیدایش تکثر در ادراکات را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادهایم از موضوع بحث خارج نشده وارد انتقاد تئوری ماتریالیستی و بحث در اطراف اصول چهارگانه دیالکتیک نمیشویم. آنچه مربوط به تئوری کلی فلسفی است به طور مشروح در مقاله ١٤ و آنچه مربوط به توجیه قوانین کلی و اصول عمومی حاکم بر طبیعت است در مقاله ١٠ بیان خواهیم کرد. هر یک از اصول چهار گانه دیالکتیک کم و بیش از قدیم و جدید در مقام توجیه قوانین عمومی طبیعت طرفدارانی داشته و دارد و بعضی از آن اصول با قطع نظر از نقطههای ضعفی که در منطق مادیین است قابل قبول است و ما مفصلًا در مقاله ١٠ در این خصوص گفتگو خواهیم کرد. آنچه مربوط به این مقاله است که در متن بیان شده عقاید و نظریاتی است که طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک روی اصول چهارگانه فوق و روی تئوری ماتریالیستی خود درباره «ادراکات» و «افکار» اظهار داشتهاند. در اینجاست