مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤ - نکته ٢
١. «اصل عینیت» یعنی هر چیز خودش عین خودش میباشد.
(٢). «اصل ثبات» یعنی هر شیئی در لحظه دومی همان است که در لحظه اولی بود.
(٣). «اصل امتناع اجتماع ضدّین» یعنی وجود و عدم یکجا گرد نمیآیند (اجتماع نقیضین را که اجتماع صدق و کذب یا اجتماع سلب و ایجاب از یک جهت حقیقی بوده باشد تبدیل به متناقضین سپس تبدیل به ضدین کردهاند و معنی وجود و
یگانه طرز تفکر و شیوه مطالعهای که طبیعت و اجزاء طبیعت را آن طور که هست میشناساند همانا مطالعهای است که طبق این اصول صورت بگیرد. این اصول از این قرار است:
الف. ماهیت هر چیزی عبارت است از رابطه آن چیز با سایر اجزاء طبیعت. هیچ چیز و هیچ جزئی از اجزاء طبیعت به خودی خود قابل شناسایی نیست و بنابراین اگر موجودی از موجودات طبیعت را بخواهیم مطالعه کنیم باید مجموع ارتباطات وی را با سایر اشیاء به دست آوریم و آن را در تحت تأثیر محیط مخصوصی که خواه ناخواه ماهیت او را تحت نفوذ گرفته است مطالعه کنیم. استالین (١٨٧٩- ١٩٥٣) در جزوه ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی میگوید:
«متد دیالکتیکی معتقد است که هیچ گونه پدیدهای در طبیعت منفرداً و بدون در نظر گرفتن روابط آن با سایر پدیدههای محیطش نمیتواند مفهوم واقع شود زیرا پدیدهها در هر رشته از طبیعت که تصور کنیم وقتی خارج از شرایط محیط در نظر گرفته شوند به امری بی معنی تبدیل خواهند شد.»
این اصل به عنوان «اصل تبعیت جزء از کل» و یا «اصل تأثیر متقابل» و یا «اصل پیوستگی عمومی اشیاء» خوانده میشود.
ب. همه چیز دائما در تغییر و حرکت و شدن است. سکون وجود ندارد و فکر نیز که از خواص طبیعت است تابع همین قانون تغییر و حرکت است. انگلس میگوید:
«دنیا را نباید به صورت مخلوطی از اشیاء ثابت و تمام شده تصور نمود، بلکه دنیا عبارت است از مخلوطی از سیرهای تحولی که در آن موجوداتی که ظاهراً ثابت میباشند و همچنین انعکاس این موجودات در ضمیر انسان که همان افکار باشد دائماً در حال سیر تحولی و انهدام میباشند.»