مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٣ - نکته ٢
شکل و ترتیب محفوظ بماند، خواهیم دید «نتیجه» روابط خود را با برهان قطع کرده و سقوط کرد. دیگر اینکه اگر جای مقدمات برهان و ترتیب آنها را به هم زنیم خواهیم دید «نتیجه» اختلال پیدا نمود.
از این بیان نتیجه گرفته میشود:
(١). چنانکه مواد تصدیقات منتجه (مقدمات) در حصول نتیجه مؤثر هستند همچنین هیئت و ترتیب مقدمات در نتیجه تأثیر دارند.
(٢). چنانکه مواد قضایا یعنی قضیه بی تألیف، بدیهی دارند همچنان هیئت و تألیف از جهت دخالت در نتیجه یا خود بدیهی است یا منتهی به بدیهی (تفصیل این مطلب را از بحث قیاسات نظری و بدیهی منطق باید به دست آورد).
همان طوری که از این بیان روشن است توقفی که نظری به بدیهی پیدا میکند یا در تولد ماده از ماده است و یا در تولد صورت از صورت و دخل به توقف حکم به یک حکم دیگر ندارد و آنچه گفته شد که همه قضایا به قضیه امتناع اجتماع و ارتفاع نقیضین متوقف میباشد مراد از وی توقف علم و حکم است نه توقف مادی و صوری.
اشکال
دانشمندان مادّیت تحولی ١ میگویند همه این نظریات گذشته که از بیان سابق نتیجه گرفته شده و اساس منطق جامد را میچیند منطق خود را روی سه اصل زیرین استوار مینماید:
[١]. فلسفه مادی جدیدی که به نام «ماتریالیسم دیالکتیک» خوانده میشود و دو شخصیت معروف به نام کارل مارکس ( ( و فردریک انگلس ( ( بانیان اصلی آن به شمار میروند دارای یک تئوری فلسفی و یک روش منطقی است. تئوری فلسفی وی «ماتریالیستی» است که وجود را مساوی با ماده میداند و وجود ماوراء مادی را منکر است، و روش منطقی وی شیوه و روش خاصی است که در طرز تحقیق و راه یافتن به معرفت طبیعت پیش گرفته و معتقد است که تنها با این روش و این طرز تحقیق است که میتوان طبیعت را شناخت و به آن معرفت حقیقی حاصل کرد. این روش تحقیق که همان روش دیالکتیکی مارکسیستی است عبارت است از طرز تفکر مبتنی بر چند اصل از اصول کلی که حاکم بر طبیعت است و به عقیده آنان