مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥ - نکته ٢
کهنه نشان میداد؛ و در این صورت فرضیه کهنه که منتج یک نظریه مثبتی بود از میان نرفته بلکه با یک اندام نیرومندتری پیش آمده و نتیجه خود را روشنتر و استوارتر میدهد.
بیان ما دور باطل وجود دارد (چون مبنای استقراء، اصل علیت و این اصل نتیجه استقراء شمرده شده است) زیرا مقصود از استقرائی که مبنای این اصل است استقراء عامیانه و سطحی میباشد در صورتی که مقصود از استقراء دوم استقراء علمی است. چنانکه میدانیم انسان عامی و کودک و حتی حیوان هم انتظار دارند که اگر امری یک بار موجب امری دیگر شد همیشه چنین بشود ...»
پاسخی که فلیسین شاله از اشکال «دور» میدهد پاسخی است بیمعنا و دور از مبانی عقلی و علمی، زیرا اولًا این سؤال پیش میآید که استقراء سطحی چگونه منجر به حکم کلی میشود و آیا ذهن در استقراء سطحی- و حتی ذهن کودک و حیوان که از جزئی به کلی میگراید- گزاف و بدون ملاک است یا ملاکی در کار هست؟ اگر گزاف است پس اصل علیت هم گزاف است و هیچ ارزش منطقی ندارد و تمام قوانین تجربی هم که بر روی یک همچو اصل بیارزشی بنا شده است بیارزش است و اگر ملاک دارد پس میتوان گفت که کودک و حتی حیوان هم اصل کلی علیت را بالفطره درک میکنند.
حقیقت این است که آنچه کودک و حیوان انتظار دارد از وقوع حادثهای بعد از حادثه دیگری که یک بار موجب آن شده است با آنچه انسان از اصل علیت درک می کند به کلی متفاوت است. آنچه انسان با نیروی عاقله درک میکند یکی امتناع صدفه و یکی ضرورت ترتب معلول بر علت و امتناع تخلف آن است و همانا اصل «ضرورت» و «جبر علّی و معلولی» است که به علوم انتظام و استحکام و قانونیت داده و آنها را به صورت نوامیس قطعی در آورده است و اما آنچه کودک و حیوان انتظار آن را دارند صرفاً وقوع حادثهای است به دنبال حادثهای، که یک بار دیگر مشابه آن را دیده است، و این انتظار یک نوع سبق ذهنی است که ارزش منطقی ندارد و برای اذهان بسیطه از قبیل ذهن انسان عامی و کودک و حیوان دست میدهد و از قوه «تداعی معانی» سرچشمه میگیرد و به اصطلاح از نوع انتقال از جزئی به جزئی دیگر است و ذهن هر اندازه که بسیطتر و نیروی عاقله ضعیفتر باشد سبق ذهن در این مورد که به