مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣ - نکته ٢
بقای وی در بقای نتیجه ضرور میباشد که اگر چنانچه نتیجه دهنده از میان برود از میان رفتن نتیجه ضروری است.
مانند مثالهای فوق؛ ولی «بدیهی ثانوی» آن است که تنها عرضه شدن تصور موضوع و محمول برای حکم کردن ذهن کافی نیست و هر چند احتیاجی به جستجوی حد اوسط و تشکیل قیاس نیست ولی مداخله احساس یا تجربه برای ادراک رابطه موضوع و محمول لازم است، مانند جمیع مسائل تجربی.
اما همان طوری که محققین منطق تعقلی تصریح کردهاند در حقیقت «بدیهیات ثانویه» بدیهی نیستند و نظری هستند زیرا به عقیده تعقلیون تمام قضایای تجربی- به بیانی که بعداً گفته خواهد شد- یک نوع اتکائی به بدیهیات اولیه دارند، پس بدیهی حقیقی منحصر است به بدیهی اولی و ما بعد از این هر وقت بدیهی یا اصول و مبادی عقلی بگوییم منظور همان «بدیهیات اولیه» است.
منطق تعقلی مدعی است که ممکن است ذهن این بدیهیات را پایه و مبنا قرار دهد و از روی آنها قضایای مجهوله نظری را کسب کند و به اصطلاح به استنتاج (( و استدلال عقلی بپردازد. در استدلال عقلی معمولًا ذهن از احکام کلیتر به احکام جزئیتر نائل میشود.
منطق تعقلی مدعی است که نه تنها چنین احکام بدیهی اولی داریم و از روی آنها استنتاج و استدلال میکنیم و از کلی به جزئی پی میبریم بلکه در قضایای تجربی خود نیز که با نظر سطحی، شخص میپندارد مشاهده و استقراء و آزمایش یگانه عامل به وجود آوردن آن قضایاست همین اصول و مبادی عقلی مداخله دارند و اگر مداخله آنها نباشد هیچ علم تجربی صورت قانون کلی پیدا نمیکند.
نظریه منطق تعقلی شامل سه قسمت اساسی زیر است:
الف. پارهای از احکام ذهنی بدیهی اولیاند یعنی صرف عرضه شدن تصور موضوع و تصور محمول برای حکم ذهن در مورد آنها کافی است و ذهن آن احکام خود را مدیون هیچ تجربه و مقدمه و واسطهای نیست (بدیهیات اولیه تصدیقیه).
ب. ممکن است ذهن همان احکام بدیهی اولی را پایه و مبنا قرار دهد و با روش استنتاج و قیاس عقلی نتایج تازه به دست آورد و باز آن نتایج به دست آمده را پایه و مبنا برای نتایج جدید قرار دهد و به همین ترتیب ...