مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٩ - نکته ٢
همه جا روشنتر است. ما هیچگاه نمیتوانیم بسیاری از مسائل این علوم را به ثبوت برسانیم جز اینکه پیش از آن، مسائل زیاد دیگری را به ثبوت رسانده باشیم.
جهت است که این قسم اجزاء که اجزاء مفهوم و ماهیت شئ است نه اجزاء وجود، در اصطلاح منطق و فلسفه «اجزاء تحلیلیه» خوانده میشوند.
و اما تجزیه و ترکیب تصدیقی عبارت است از عمل مخصوص استدلال و استنتاج با ترتیبهای مخصوص که مبحث «قیاس» منطق عهدهدار بیان آنهاست.
حکما استعداد مخصوص ذهن را برای تجزیه و ترکیب ذهنی «قوه متصرّفه» میخوانند و قوه متصرفه را هنگامی که آزادانه در میان محسوسات جزئی یا صور خیالیه (دو قسم اول) عمل میکند به نام مخصوص «قوه متخیله» و هنگامی که به منظور تحقیق واقع و نفس الامر در میان معانی معقوله (قسم سوم) عمل میکند به نام مخصوص «قوه مفکره» میخوانند.
همان طوری که گفته شد «قوه متخیله» در عمل خود آزاد است و هر صورتی را به هر نحو که بخواهد و تمایلات نفسانی ایجاب کند فصل و وصل میکند ولی «قوه مفکره» آن آزادی را ندارد بلکه همواره از قانون معین پیروی میکند یعنی میبایست طوری در معقولات تصرف کند که با واقع و نفسالامر مطابقت داشته باشد؛ و از این جهت است که تجزیه و ترکیبهای حسی و خیالی ارزش منطقی ندارد ولی تجزیه و ترکیبهای عقلی که با نیروی مفکره صورت میگیرد ارزش منطقی دارد و همین تجزیه و ترکیب عقلی است که در منطق به نام مخصوص «تحلیل و ترکیب» خوانده میشود.
پس «تحلیل و ترکیب» یعنی تجزیه و ترکیب عقلی که با نیروی قوه مفکره صورت میگیرد و ارزش منطقی دارد. ارسطو در منطق خویش باب قیاس را به عنوان «تحلیل (آنالوطیقا- آنالیتیک ((( اول» و باب حد و برهان را به عنوان «تحلیل دوم» نامیده است.
گفتیم که «تجزیه و ترکیب» یا عملی است یا نظری (ذهنی) و تجزیه و ترکیب عملی مهمترین شرط لازم کشف رموز و به دست آوردن قوانین طبیعت است و از اقسام تجزیه و ترکیبهای ذهنی تنها تجزیه و ترکیب عقلی است که ارزش منطقی دارد و در اصطلاح منطق تعقلی به نام مخصوص «تحلیل و ترکیب» خوانده میشود. در اینجا این سؤال پیش میآید که ذهن چگونه قدرت دارد که معانی را به طور منطقی