مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٣ - نکته ٢
موضوعی به جستجو بپردازد در حالی که از حقیقت موضوع خبر ندارد و حتی موضوع را از غیر موضوع تمیز نمیدهد و به گفته مستشکل نام موضوع را که میشنود نمیگوید مهیتش چیست بلکه میپرسد خواصش کدام است؟ (در حالی که این پرسش عیناً معرف خواستن است).
مناسبت همان موضوع خاصی که جستجوی در حالات و چگونگیهای او را هدف فعالیت خود قرار داده به سؤالات مربوط به آن موضوع پاسخ میدهد.
د. سؤال از «چرایی» و از علت وجود آن شئ یا از علت چگونگی آن شئ. پاسخ این سؤال را گاهی فلسفه و گاهی علوم میدهند.
این سؤالات که برای ذهن انسان دست میدهد یکدفعه نیست بلکه به ترتیب است. انسان اولین بار که ذهنش به چیزی توجه کرد میخواهد اجمالًا بفهمد که آن چیست؟ و پس از اینکه اجمالًا به «چیستی» آن چیز آشنا شد و در فکر خود آن چیز را با سایر اشیاء فرق گذاشت به طوری که در ذهن از ابهام و اختلاط بیرون آمد میخواهد بفهمد آیا چنین چیزی وجود دارد یا نه؟ و اگر برایش معلوم شد که موجود است (یا به واسطه وضوح و یا به واسطه برهان فلسفی) در صدد کشف حالات و عوارض وی بر میآید و در همین مرحله است که نوبت سؤال از علت وجود وی نیز میرسد، سپس در مقام به دست آوردن علت چگونگیها بر میآید.
از آنچه تا کنون گفته شد معلوم شد که تا چیزی را اجمالًا نشناسیم به طوری که بتوانیم بین آن چیز و سایر چیزها فرق بگذاریم و لااقل از راه نزدیکترین و ظاهرترین خواصش او را تمیز دهیم نمیتوانیم در صدد تحقیق اصل وجود یا چگونگیها و عوارض وجود وی (اگر بر ما مجهول باشد) بر آییم و از همین جهت است که شما میبینید همواره بنای دانشمندان در جمیع علوم بر این بوده و هست که در اول هر فصلی ابتدا به تعریف موضوع آن فصل میپردازند سپس وارد اصل مطلب میشوند زیرا همان طوری که در متن اشاره شده «چگونه ممکن است که یک متفکر کنجکاو، در احکام موضوعی به جستجو بپردازد در حالی که از حقیقت موضوع خبر ندارد و حتی نام موضوع را که میشنود نمیگوید ماهیتش چیست بلکه میپرسد خواصش کدام است؟ در حالی که خود این پرسش (اگر از خواص ظاهر و بارزه شئ باشد نه از خواصی که احتیاج به نظر و تحقیق علمی دارد) عیناً معرف خواستن است».