مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٩ - نکته ٢
ارجاع کند یعنی مسیر ماده را در سیر گوناگون تکوّنات تشخیص داده و اثبات نماید که ماده یکنواختی در میوه و خون و منی و انسان و خاک مثلًا موجود بوده محفوظ میماند نه اینکه در هر تکوّنی چیزی از ته و ریشه معدوم شده و چیز دیگری از سر موجود میشود، و همچنین به ثبوت برساند که انرژیهای مختلف را میتوان به همدیگر تبدیل کرد یعنی خط سیر انرژی را به دست آورده و موقعیت و هویت وی را در میان اشکال گوناگون حرارت و مغناطیس و برق مثلًا نگه دارد؛ و همچنین تبدیل ماده را به انرژی و انرژی را به ماده به نحوی تشخیص دهد و به حسب فرضیه فن خود که انحصار موضوع به ماده و انرژی میباشد بگوید: «هر چه هست یا این است یا آن».
ولی به حسب نظر مطلق دقیق نمیتواند ماوراء ماده و انرژی یکنواخت را هر چه پیش آید نفی کرده و به اصل واحد ماده و انرژی برگرداند زیرا هر تلاشی که نموده و مینماید در سنخ ماده و انرژی مینماید نه در ماوراء آنها و نه در موجود مطلق، و اگر راستی ماورائی نیافته معنایش این است که ماده و انرژی نیافته (درست تأمل شود).
مثلًاً میگوییم اگر شانزده تا جزء مادی را با قاعده ٤ و ارتفاع ٤ بچینیم «مربّع» حاصل میشود و اگر با قاعده ٨ و ارتفاع ٤ بچینیم «مثلث»، پس اختلاف شکل مربع و مثلث مرتبط به اختلاف چینش ماده بوده و بجز شانزده عدد جزء مادی چیز دیگری نیست.
این سخن ما اگر چه راست و غیر قابل انکار میباشد ولی در حقیقت چگونگی سیر ماده را در دو حال نشان میدهد؛ یعنی اگر تنها مربوط به ماده بخواهیم سخن بگوییم باید چنین گفت ولی هرگز این سخن نمیتواند به ثبوت برساند که شکل مثلث و مربع یک شکل بوده و در نتیجه آثار ماهیتی آنها یکی میباشد و مثلًا مربع سه زاویه یا مثلث چهار زاویه دارد.
و یا اگر ما جسم واحد را دو پاره نمودیم و پس از آن هر پاره را پنج قطعه کردیم و سپس به هم آمیخته و یکی ساختیم نمیتوان گفت ارقام ١ و ٢ و ١٠ یک رقم میباشد زیرا یک ماده بعینه بیشتر ندارد.
اشکال
ما به زور وسائل علمی میتوانیم موجود مادی را به اصل ماده تجزیه و تحلیل نموده و دوباره با ترکیب به حال نخستین برگردانیم.