مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٠ - نکته ٢
١. وجود انواع متباینه در خارج.
(٢). ثبوت ماهیات ثابته آنها.
روشنتر بگوییم این طریقه مبنی بر این است که خواصی که از راه حس نائل میشویم مهیات متباینه بوده باشند، مثلًا واقعیت صدا غیر از واقعیت نور بوده و به همین قیاس خواص اجسام با یکدیگر تباین نوعی داشته باشند و همچنین اجسام نیز با اختلافات جوهری، متنوّع بوده و هر یک از آنها نوعی به حسب واقعیت جدا از دیگری و دارای خواص جداگانه باشد.
راه یکی از حواس وارد ذهن شدهاند و یا آنکه ذهن فطرتاً واجد آنها بوده؛ و مطابق نظریه «حسیون» کثرت مفاهیم فقط از لحاظ بساطت و ترکب است و تمام مفاهیم بسیطه از راه یکی از حواس خارجی یا داخلی مستقیماً وارد ذهن شدهاند.
هابز از فلاسفه حسی قرن هفدهم (١٥٨٨- ١٦٧٩) میگوید:
«استدلال و فکر درست یعنی جمع کردن معلومات با هم یا جدا کردن آنها از یکدیگر، به عبارت دیگر فلسفه یعنی تجزیه و ترکیب، و تجزیه و ترکیب تنها به اجسام تعلق میگیرد و غیر از جسم هر چه هست موضوع فلسفه و علم واقع نمیشود.»
هیوم فیلسوف حسی قرن هجدهم (١٧١١- ١٧٧٦) پس از آنکه ادراکات را منحصر میکند به آنچه از راه یکی از حواس پیدا شده باشد، میگوید:
«این است تار و پود بافته افکار ما؛ و عقل ما جز ترکیب کردن و مرتبط ساختن این اجزاء و مبادی کار دیگری نمیکند.»
ولی مطابق آنچه در این مقاله تحقیق شد مفاهیم یک نوع کثرتی دارند از لحاظ بساطت و ترکب، و یک نوع کثرتی دارند از لحاظ حقیقت و اعتبار، و از آنچه تاکنون گفته شد معلوم شد که نظریه عقلیون مبتنی بر فطری بودن پارهای از معقولات، قابل قبول نیست و طبق نظریه حسیون نیز بسیاری از مفاهیم بسیط از قبیل تصور وجود و عدم و وحدت و کثرت بلکه علیت و معلولیت که بالضروره ذهن از هر یک از اینها تصور روشن و صریح و صحیحی دارد قابل توجیه نیست و تنها راه صحیح توجیه همان است