مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٥ - نکته ٢
فلاسفه و محققین اروپایی در چهار قرن اخیر بیشتر همت خویش را صرف تحقیق در این مسائل کردهاند به طوری که میتوان گفت سه مسأله زیر:
(١). ارزش معلومات
(٢). راه حصول علم
(٣). تعیین حدود علم
محور مسائل فلسفی اروپا به شمار میرود و همانا اختلاف نظر در مسأله اول است که فلاسفه را از سوفسطائیان، و جزمیون را از شکاکان جدا کرده است، و اختلاف نظر در مسأله دوم است که دانشمندان اروپا را به دو دسته مهم «عقلیون» و «حسیون» منقسم و مشاجره عظیمی بین دو دسته به پا کرده است، و اختلاف نظر در مسأله سوم است که عقاید و نظریات دانشمندان را درباره فلسفه تعقلی- که بارزترین مصداقش فلسفه اولی (متافیزیک) است و قدما آن را «علم کلّی» و «فلسفه حقیقی» میخواندند- مختلف کرده است به طوری که گروهی تحقیق در این فن و قضاوت درباره مسائل مربوط به آن را نفیاً و اثباتاً از حدود توانایی ذهن بشر خارج دانستهاند و گروهی بر عکس، این فن را یقینیترین و بی نیازترین فنون دانستهاند.
از سه مسأله بالا مسأله اول در مقاله ٤ تحقیق شد و دو مسأله دیگر به اضافه یک رشته مطالب اساسی دیگر در ضمن مطالب این مقاله تحقیق میشود و برای اینکه خواننده محترم سابقه ذهنی کافی داشته باشد و مورد گفتگو را در این دو مسأله در یابد به شرح ذیل میپردازیم.
راه حصول علم
در این مسأله گفتگو در این است که مبدأ و منشأ اوّلی علم بشر چیست و ادراکات ابتدایی، یعنی عناصر بسیط اولیه ادراکات، به چه کیفیت و از چه راه پیدا میشود؟ و به عبارت دیگر ما میدانیم که «تفکر» یعنی از بسائط مرکبات ساختن و از مفردات قضایا ساختن و از قضایا قیاسات تشکیل دادن و نتیجه گرفتن و از قیاسات و نتایج فلسفه و علوم پدید آوردن. پس مایه اصلی تفکر، مفردات و بسائط است. حالا باید دید آن مفردات و بسائط که سرمایه اصلی فکر بشر است از چه راهی و از کجا عارض ذهن بشر میشود؟