مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩ - نکته ٢
و روشن است که علم تصدیقی بی علم تصوری صورت پذیر نیست (اگر چه برخی از دانشمندان روان شناس در کلیت این قضیه مناقشه کردهاند ولی آنان تصور اجمالی را به حساب نیاوردهاند).
الف. فرضاً که حواس ما در نشان دادن «کیفیت» یا «ماهیت» محسوسات خطاکار باشند، در دلالت بر «وجود خارجی» محسوسات خطاکار نیستند. تمام این خطاها که به حواس نسبت داده شده، فرضاً که ما آنها را خطای حقیقی بدانیم، خطای در نشان دادن کیفیت یا ماهیت محسوس است نه در دلالت کردن بر وجود محسوس فی الجمله.
ما در هیچ موردی سراغ نداریم (حتی در مورد سراب و آب) که محسوس به هیچ وجه وجود نداشته باشد و در عین حال ما وجود چیزی را احساس کنیم. پس مدعای سوفسطائیان (عدم وجود دنیای خارج) با این بیان ثابت نشد.
ب. حس به خودی خود خطا نمیکند. در مواردی که گفته میشود حس خطا کرده است، واقعاً خطا در حس (احساس مجرد) نیست بلکه خطا در حکم است یعنی خطا وقتی وقوع پیدا میکند که ذهن در مقام قضاوت بر میآید و حکم میکند که این او است و الّا خود حس که منشأ اصلی تمام معلومات است خطا بردار نیست.
ج. در موارد نامبرده خطا نه در حس است و نه در حکم؛ یعنی هیچ قوهای از قوای ادراکی انسان در کار مربوط به خود خطا نمیکند، هر یک از خطاها را که در نظر بگیریم پس از دقت معلوم میشود که خطای حقیقی نیست بلکه کار مربوط به قوهای را به قوه دیگر نسبت دادهایم، پس وقوع خطا بالعرض است نه بالذات و این همان پاسخی است که به تفصیل در متن مقاله بیان شده است.
د. در موارد نامبرده اصلًا خطایی در کار نیست نه در حس و نه در حکم، نه بالعرض و نه بالذات، بلکه حقیقت است؛ زیرا حقیقت همواره نسبی است و موارد مختلفی که به غلط «خطای حواس» نامیده شده است یک حقیقت از حقایق نسبی است و این اشتباه از آنجا پیدا شده است که حقیقت را مطلق پنداشتهاند. از این جهت بعضی از موارد ادراکات حسی را «خطا» نامیدهاند ولی با توجه به اینکه حقیقت همیشه و همه جا نسبی است این اشتباه خود به خود رفع میشود.
این پاسخی است که نسبیون جدید و طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک میدهند و عن قریب به تفصیل بیان و انتقاد خواهد شد.