مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - نکته ٢
نسبیون جدید که قبلًا شرح داده شد و مسلک کریتی سیسم و عقیده ماتریالیسم دیالکتیک در باب ارزش معلومات که قبلًا اشاره شد و بعدا توضیح داده میشود.
همین امر موجب شد که در قرون اخیره فلسفه اروپا بر محور مسائل مربوط به علم دور بزند و دانشمندان تحقیقات مختلفی در این باب بنمایند و میتوان گفت در دوره جدید اعتقاد ارزش مطلق معلومات به نحوی که در قدیم معمول بود به کلی منسوخ شده است.
اینک مختصری از عقاید دانشمندان جدید.
نظریه دکارت
دکارت (١٥٩٦- ١٦٥٠ م) و پیروانش- که آنها را «کارتزین» [١] میگویند- به پیروی از ارسطو مکتب جزم را اختیار کردند ولی با این تفاوت که ارسطو و پیروانش محسوسات و معقولات هر دو را معتبر و محصّل یقین میدانستند و در منطق ارسطو در باب «برهان» استعمال معقولات و محسوسات هر دو جایز شمرده شده است ولی دکارت تنها معقولات را محصّل یقین میداند اما محسوسات و تجربیات را تنها دارای ارزش عملی میداند.
دکارت بر خلاف ارسطو، در منطقی که خودش در مقابل منطق ارسطو وضع کرده، تنها به معقولات اعتماد میکند و از تجربیات نامی نمیبرد.
دکارت با آنکه به تجربه حسی اهمیت داد و خود تا اندازهای اهل تجربه بود آن را فقط وسیله ارتباط انسان با خارج برای استفاده در زندگی مفید میدانسته نه برای کشف حقیقت. به نقل مرحوم فروغی میگوید:
«مفهوماتی که از خارج به وسیله حواس پنجگانه وارد ذهن میشوند نمیتوانیم مطمئن باشیم که مصداق حقیقی در خارج دارند و اگر هم داشته باشند یقین نیست که صورت موجود در ذهن با امر خارجی مطابقت دارد.»
ایضا میگوید:
[١] .