مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - نکته ٢
حقیقی بودنش بالا رفت.
و همچنین ممکن است در اثر پیشرفت فیزیک یک سلسله خواص دیگری از فلزات در حین حرارت کشف کنیم و در اثر ترقی ریاضیات احکام دیگری راجع به مثلثات به دست آوریم و در اثر پیشرفت فلسفه انواع و اقسام دور و تسلسل را بشناسیم، ولی هیچیک از اینها ربطی به تکامل حقیقت به مفهوم فلسفی آن ندارد؛ یعنی نه این است که آن حقیقت اول که پیش ما بود رشد و کمال یافته و به تدریج حقیقتتر و صحیحتر و صادقتر شده و درجه حقیقی بودنش بالا رفته بلکه فقط در اثر کاوشهای علمی، یک عده حقایق دیگری مربوط به آن موضوع در ذهن ما حاصل شده است.
حالا ببینیم منظور دانشمندان از تکامل علوم یا تکامل حقیقت چیست؟
دانشمندان هر وقت دم از تکامل حقیقت بزنند مفهوم فلسفی آن منظور نیست بلکه یکی از دو معنی را در نظر گرفتهاند:
الف. همین معنا که در بالا اشاره شد (توسعه تدریجی معلومات).
تردیدی نیست که علوم رو به توسعه و افزایش است و تحقیقات دانشمندان هر روز فصل جدیدی در هر یک از علوم باز میکند و یا علم جدیدی را در صحنه علوم وارد میکند. از روز اول نه هیچیک از علوم و نه فلسفه به این توسعه که امروز هست نبوده بلکه به تدریج که از عمر تمدن بشر گذشته در اثر کوششهای دانشمندان بر عده مسائل آنها افزوده شده است و بعداً نیز افزوده خواهد شد.
گمان نمیرود در تمام جهان یک دانشمند پیدا شود که منکر این مطلب باشد.
البته این نوع از تکامل که میبایستی آن را «توسعه تدریجی» و یا «تکامل عرضی» نامید در فلسفه و جمیع شعب علوم جاری است و ربطی به تکامل حقیقت به مفهوم فلسفی آن که ماتریالیستها دست آویز قرار دادهاند ندارد.
ب. علوم تجربی یک نوع تحول و تکامل مخصوص به خود پیدا میکند که میتوان آن را «تکامل طولی» نامید، به این معنی که این علوم فقط روی فرضیه و تئوری کار میکنند و به حسب سنخ موضوعات خود نمیتوانند مانند ریاضیات و فلسفه متکی به اصول برهانی یقینی باشند و چون دلیل و گواهی بر صحت این فرضیهها جز انطباق با تجارب و نتیجه عملی دادن نیست و انطباق با تجربه و نتیجه عملی دادن دلیل بر حقیقی بودن و یقینی بودن نمیشود و جنبه احتمالی آن فرضیهها را از بین نمیبرد و از طرفی راه دیگری برای به دست آوردن صحت این فرضیهها در