مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠ - نکته ٢
تغییر- ندارد ولی برخی دیگر را دارد زیرا افکار و ادراکات ما زمانی هستند و وی از خواص ماده میباشد.
پاسخ
این سخنی است که بعضی از دانشمندان روانشناس نیز تصریح کردهاند و نظر به اینکه این دانشمندان از هویت زمان بحث کافی نمیکنند با این اشتباه مواجه شدهاند ١.
زمان- چنانکه در مقالههای آینده روشن خواهد شد- مقدار حرکت است.
و به عبارت سادهتر ما حرکتی را که با سرعت و بطوء معین اخذ کرده و نسبت به سایر حرکات مقیاس قرار دادیم «زمان» مینامیم. پس زمان بیحرکت نخواهد بود
[١]. در کتب روانشناسی معمولا اینطور میگویند که امور ذهنی مکانی نیستند زیرا نمیتوان برای آنها یک نقطه معین را در مغز به عنوان «محل» فرض نمود و گفت مثلًا فلان حکایتی که من حفظ دارم یا الآن در نظرم هست، یا فلان شعر سعدی یا حافظ، در فلان نقطه مغز من است ولی زمانی هستند زیرا پدید آمدن و از بین رفتن آنها احتیاج به وقت و زمان دارد.
البته این بیان با یک نظر مسامحی ادا شده ولی مطابق نظریه فلسفی که صدر المتألهین روی اسلوب فلسفی خود درباره زمان اظهار نموده و با براهین دقیق فلسفی آن را اثبات نموده و همچنین مطابق آخرین نظریه علمی که امروز مورد قبول دانشمندان مغرب زمین است، زمان و تغییر همدوش یکدیگرند و این دو از جوهر امور مادی طبیعی انتزاع میشوند و واقعیت مادی غیر متغیر یا غیر زمانی و یا متغیر و غیر زمانی و یا زمانی و غیر متغیر تصور ندارد و بالاخره تغییر (حرکت) و زمان را نمیتوانیم خارج از حقیقت و واقعیت امور مادی و طبیعی بدانیم و به تعبیر صدرالمتألهین یکی از مشخصات هر موجود مادی همان زمانی است که در آن زمان به وجود آمده و تغییرات پیدا نموده و به تعبیر دانشمندان امروز مغرب زمین هر چیزی را در چهار مختص میتوان نشان داد: طول و عرض و عمق و زمان، بنابراین اگر در موجودی اثبات شد که تغییر ندارد ضمنا معلوم میشود که زمانی و مادی نیست؛ و چون در ادراکات ثابت شد که ثابت و پا بر جا هستند و تغییری ندارند، ضمناً زمانی نبودن آنها نیز ثابت میشود.