مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠ - نکته ٢
نمیتواند ضبط کند، و از این روی میپندارد که تازه خود کهنه میباشد، چنانکه اگر آب صافی در مجرایی تراز و بیمقاومت بگذرد و شما عکس خود را در سطح آب تماشا کنید عکس به چشم شما ثابت خواهد نمود در حالی که حقیقتاً در هر لحظه یک عکس تازه میبینید و تمیز نمیدهید. تبدل مدرکات را به همین قیاس باید تصور کرد.
زیرا ادراک عبارت است از فعالیت اعصاب، و اعصاب درباره یک شئ نمیتوانند فعالیت مداوم داشته باشند یعنی فعالیتهای اعصاب هر لحظه متوجه شئ مخصوصی است و در حالی که چیزی مورد توجه نیست قهراً سلسله عصبی درباره آن فعالیت ندارد، پس در حال عدم توجه، خاطره ادراکی به صورت ادراک وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد. این دانشمندان میگویند هر چیزی که یک بار ادراک شد فقط اثری از او در یک نقطه مخصوصی از مغز، مثلًا یک یا چند سلّول، پیدا میشود و هر وقت آن نقطه مخصوص در اثر یک عامل خاصی (اراده و غیره) تهییج شد اعصاب دوباره به فعالیت میپردازند و باعث دوباره تولید شدن ادراک اولی میگردند؛ مثلًا در مثال بالا ملاقات و مذاکره با رفیق در حالی که مورد توجه نیست به صورت خاطره ادراکی در ذهن موجود نیست بلکه فقط اثری از وی در یک نقطه معین مغز باقی میماند که هر وقت آن نقطه تحریک شود باعث دوباره تولید شدن آن خاطره ادراکی میگردد و شخص میپندارد که خود این خاطره محفوظ و باقی بوده.
علیهذا مطابق این نظریه هر تذکر و یادآوری تولید جدیدی است، بر خلاف نظریه اول که تذکر را تولید جدید نمیداند، و ما برای توضیح بیشتر، نظریه مادیین را درباره مادی بودن حافظه از قول خودشان نقل میکنیم.
دکتر ارانی در پسیکولوژی صفحه ١١٧ میگوید:
«در عمل حافظه باید توجه کرد که چگونه یک تأثیر یا احساس در روح ثابت میشود؟ چگونه محفوظ میماند؟ چطور دوباره تولید میشود؟ چگونه روح قضیه را در ازمنه گذشته مجسم مینماید؟»
و در صفحه ١١٨ اینطور به این پرسشها پاسخ میدهد، میگوید:
«گویا جادههای ارتباطی ما بین قضایا تولید میگردد و این جادهها در مغز باقی