مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤ - نکته ٢
شخص اشکال کننده بیشتر میپسندد، ما در مورد ادراک خط و سطح و جسم میپنداریم چیزهایی بیخواص ماده موجود شدهاند یعنی در ظرف پندار ما چیزهایی بی خواص ماده موجود شدهاند و این چیزها موجودند زیرا خطا و صواب و پندار و حقیقت، مفاهیمی هستند نسبی و قیاسی؛ پندارهای ما هنگامی که با خارج سنجیده شود پندار و پوچ است وگرنه حقیقتی است از حقایق.
این سخن را که در مورد محسوسات با حواس ظاهره گفتیم، در مورد خواص روحی مانند اراده و کراهت و حب و بغض و علم و تصدیق (وجدانیات به اصطلاح منطق) نیز صادق و قابل تطبیق است زیرا ما این پدیدهها را آشکار و بیتردید در خودمان مشاهده مینماییم در حالی که خواص عمومی ماده را از قبیل انقسام و
گروهی از فلاسفه اروپا که آنها را «عقلیون» میگویند (کسانی که به پارهای از تصورات ناشی از فطرت و غیر منتهی به حس معتقدند) منشأ این تصورات را فقط عقل میدانند. این گروه میگویند چون نقطه (شئ بدون بعد) و خط (شئ یک بعدی) و سطح (شئ دو بعدی) در خارج وجود ندارد و آنچه وجود دارد اشیاء سه بعدی یعنی اجسام است، پس منشأ این تصورات نمیتواند احساس باشد زیرا احساس فرع آن است که «محسوس» وجود خارجی داشته باشد، پس این تصورات مستقیماً از قوّه عقلانی ناشی شده است.
گروه دیگر که آنها را «حسیون» میگویند (کسانی که تمام ادراکات و تصورات را منتهی به حس میدانند) معتقدند که منشأ تصورات ریاضی نیز ادراکات حسی خارجی است؛ میگویند تصور نقطه و خط و سطح و دایره و غیره نیز از دیدن اشیائی در طبیعت برای ذهن حاصل شده است، لکن آن اموری که ابتدائاً منشأ تصور این مفاهیم هستند مصداق دقیق و واقعی نیستند بلکه آنها نمونه ناقصی برای ذهن هستند و ذهن پس از ادراک آنها با قدرت فعاله خود کامل آن نمونهها را میسازد؛ مثلًا دیدن اشیائی مانند سر سوزن، نمونه شده است که ذهن تصور نقطه حقیقی را اختراع نماید، و دیدن چیزهای باریکی مانند نخ نازک و چیزهای مدوّری مانند ماه شب چهارده، برای ذهن نمونه واقع شده که تصور خط و دایره را به معنای هندسی آنها ابداع نماید.
هر چند عقیده عقلیون دایر بر اینکه تصورات مفاهیم هندسی هیچ گونه استنادی به احساس ندارد صحیح نیست و دلیلی هم که اقامه کردهاند و در بالا ذکر شد ناتمام است (چنانکه در فلسفه در باب نسبت مقدار به جسم ثابت شده) لکن این اندازه مورد