مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤ - نکته ٢
میباشد منتهی به کوهستانی است که قلههای وی مانند دندانههای شانه صف کشیده و منظره را مانند یک تابلو نقاشی که در کنار کودکی قرار گیرد در دامنه خود گسترده و قلههای سر بلند وی پشت سر هم صف کشیده و سر گرم تماشا میباشند.
در یک گوشه این چمن بساطی پهن شده و مردی که سیمای وی تقریباً چهل سال را نشان میدهد با بچگانی چند که قرائن مهر و عطوفت شهادت میدهد که فرزندان خودش میباشند نشسته و طبقی از سیب در برابر دارند.
در این حلقه که تشکیل یافته یکی سرگرم خوردن سیبی است که در دست دارد و یکی سیب خود را میبوید و یکی با اینکه سیبی در دست گرفته مانند بوته گلی به کنار پدر یازیده و باز هم سیب میخواهد و یکی با اینکه محرومیتی ندارد در صدد است خود را روی طبق انداخته و دیگران را محروم سازد، کشمکش است.
این یک نظری است که «نظر اول» مینامیم.
دوباره به همین قطعه عکس برگشته و خواهید دید که یکپارچه مقوای سفیدی است که لکههای سیاهی در سطحش قرار گرفته و با اشکال مختلفی برخی نسبتاً بزرگ و برخی نسبتاً کوچک و برخی نسبت به برخی دور یا نزدیک یعنی فواصلشان نسبتاً بزرگ یا کوچک میباشد و بس، و این نظر دیگری است که «نظر دوم» مینامیم.
اکنون اگر از شما بپرسند که آیا این منظره پهناور با همه خصوصیاتی که توصیف شد (و البته هر چه بیشتر تماشا کرده و تعمق نمایید معلومات تازهتری دستگیرتان خواهد شد) واقعاً در دست شما بوده و در این سطح ١٢ در ٨ سانتیمتر گنجیده و در وی میباشد، چه پاسخی خواهید داد؟ البته خواهید گفت نه.
هیچگاه یک منظره پانزده کیلومتری با محتویات زیاد خود با همه طول و عرض و عمق و مسافتهای مختلف و خواص جسمی و روحی گوناگون که در وی پیداست نمیتواند در یک صفحه ١٢ ضربدر ٨ بگنجد و هم نمیتوان گفت.
بلکه این عکس، منظره را «نشان میدهد» وگرنه روی صفحه مقوا بجز لکههای سیاه و سفید چندی که دور بین عکاسی تهیه کرده دیگر چیزی نیست. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.
صدر المتألهین معتقد شد که قوه خیال، بلکه همه قوای باطنه، از ماده مجرد هستند و تجرد آنها را نیز از راه عدم تطبیق خواص آنها با خواص عمومی ماده که در این مقاله شرح آن رفته است به اثبات رسانید.