مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥٨ - نکته ٣
و در نتیجه همه اوصاف و احکام «نوع» که در افراد پراکنده است در صورت عقلی نوع جمع است؛ ولی در صورت خیالی این نحو نبوده و پراکنده است (درست تأمل شود).
در نتیجه این بحث، عالم را به سه قسمت میتوان تقسیم کرده و طبقه بندی نمود:
[١]. آیا میان عالم الوهیت و عالم طبیعت عوالم دیگری وجود دارد یا وجود ندارد؟ یعنی آیا آن عالمی که بلاواسطه بر عالم طبیعت احاطه دارد و مباشرتا موجد و مدبّر و محیط بر این عالم است عالم الوهیت است؟ و یا عالم و یا عوالمی متوسط میان این دو عالم هست؟ و البته چنین عالم یا عوالمی- به فرض وجود- محاط عالم بالاتر از خود، یعنی عالم الوهیت، خواهد بود همچنانکه محیط عالم پایینتر از خود، یعنی عالم طبیعت، خواهد بود.[٢]. آیا عالمی پایینتر از عالم. طبیعت وجود دارد یا وجود ندارد؟ یعنی آیا مرتبهای از موجودات وجود دارد که عالم طبیعت محیط و موجد و مدبّر آن عالم باشد یا وجود ندارد؟
بدیهی است که فرض عالمی بالاتر از عالم الوهیت معنی ندارد زیرا عالم الوهیت عالم اطلاق و لاحدّی و وجوب ذاتی است، برای ذات واجب الوجود مثل متصور نیست تا چه رسد به مافوق و محیط. پس پرسشها یکی درباره این است که آیا عوالمی متوسط میان عالم الوهیت و عالم طبیعت وجود دارد یا ندارد؟ دیگر درباره اینکه آیا عالمی پایینتر از طبیعت وجود دارد یا ندارد؟
جوابی که فلاسفه به پرسش دوم میدهند ساده و قاطع است، میگویند عالمی پایینتر از طبیعت نمیتواند وجود داشته باشد، زیرا اولًا وجود عالمی پایینتر از طبیعت مستلزم این است که ماده طبیعی قادر بر ایجاد یک شئ از کتم عدم باشد، و به دلائلی ثابت میکنند که تأثیر جسم و طبیعت از نوع تحریک است نه از نوع ایجاد؛ و ثانیا عالم طبیعت عالم قوّه و فعل و مادّه و صورت و حرکت و زمان و مکان است، موجودی ضعیفالوجودتر از قوه و ماده و زمان و مکان که وجود و عدم در آن به هم آمیخته است قابل تصور نیست.
اما جواب به پرسش اول قدری دشوار است. حکما جوابهایی به پرسش اول